غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
444
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
ذكر خروج ميرزا محمدى و الوند و كشته شدن ابيه سلطان بتقدير مالك الملك بيمانند اولاد يوسف بيك بن امير حسن بيك محمدى و الوند در روز جنك كنير النك در خدمت احمد پادشاه بودند و بعد از كشته شدن احمد پادشاه و تفرق سپاه ترك ستيز كردند هريك به طرفى توجه نمودند محمدى بدار العباده يزد رفت و حاكم آنديار مراد بيك بايندر باتفاق اشرف بيك او را بپادشاهى برداشت و الوند ميرزا بدياربكر شتافته بمعاونت خال رستم بيك كه پس از واقعهء سليمان بيك به حكم خواهرزاده خود رستم بيك بر آن مملكت استيلا يافته بود خيال استقلال بر لوح ضمير نگاشت و چون ابيه سلطان فصل زمستان در بلدهء قم بپايان رسانيد و نسيم نوبهارى در اهتزاز آمده خلايق را از ظهور سلطان گل آگاه گردانيد ابيه سلطان عنان عزيمت بصوب تبريز منعطف ساخت و محمدى ميرزا تمامى ولايات عراق را بتحت تصرف آورده در ملك رى رحل اقامت انداخت و ابيه سلطان لشگر آذربايجان را فراهم كشيده بجانب او نهضت نمود و محمدى قبل از استعمال آلت قتال آية فرار خوانده نزد حسين كيا جلابى بقلعه استا رفت و ابيه سلطان برادر خود كزل احمد را با لشگر اكثر در ورامين رى گذاشته بقم مراجعت فرمود بدستور سال گذشته در آن بلده طرح قشلاق انداخت اما محمدى ميرزا چون روزىچند در قلعه استا بسر برد باتفاق امير حسين كيا و اشرف بيك روى توجه برى آورد و شبيخونى بركزل احمد زده تمامى يراقش را بگرفت و كزل احمد مفلوك و پريشانحال ببرادر پيوسته ابيه سلطان در قم مصلحت اقامت نديد و در ميان زمستان بر اسب فرار سوار شده عنان تا رباط دانك بازنكشيد درين اثنا سلطان مراد از شروان آمده بوى پيوست لا جرم مستظهر گشته دل بر مقابله و مقاتله مخالفان بست و محمد برادر ولايت رى ترقى تمام دست داده اكثر امراء عراق بقدم اخلاص پيش وى رفتند و غاشيه خدمت بر دوش گرفته سلطنتش را پذيرفتند و محمدى ميرزا همكنان را بمزيد تربيت و رعايت اميدوار گردانيد و با عدد بسيار و عدد بيشمار متوجه ابيه سلطان گرديد و ابيه سلطان نيز مصحوب سلطان مراد روى به دو آورد و در عزيز گيتى آن دو لشگر كينهور به يكديگر رسيدند و هم از گرد راه در ميدان تافته بصرصر حمله قيامت اثر آتش كينه و ستيز تيز گردانيدند و محمدى بتائيد سرمدى اختصاص يافته ابيه سلطان بر خاك هلاك افتاد و سلطان مراد در مرافقت كزل احمد پشت بر معركه قتال كرده روى توجه بجانب شيراز نهاد آنگاه محمدى ميرزا مظفر و منصور به تبريز خراميد و بر تخت سلطنت نشسته لواى مكنت بايوان كيوان رسانيد . ذكر ابتداء سلطنت الوند ميرزا و رسيدن ايام دولت محمدى ميرزا بانتها چنانچه سابقا در حيز بيان آمد چون اميرزاده الوند از معركه كنير النك بدياربكر