غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
445
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
رسيد قاسم بيك اسم سلطنت بر وى اطلاق كرده لواى استظهار مرتفع گردانيد و من حيث الاستقلال متصدى سرانجام امور ملك و مال شده ساير امرا و اركان دولت را در هيچكار دخل نداد دو پادشاه را نيز بىاختيار نگاه داشته ابواب نخوت و تكبر برگشاد بناء على هذا الوند ميرزا از صحتش متنفر گشته اكثر امرا و لشگريان با وى اتفاق كردند و شبى از اردوى قاسم بيك جدا شده روى توجه بصوب آذربايجان آوردند محمدى ميرزا چون از توجه برادر به آن لشگر جلادت اثر خبر يافت تاب مقاومت در حيز مكنت خويش نديده از تبريز بسلطانيه شتافت و الوند ميرزا بىدردسر نيزه و آمد شد پيكان بدار الملك آذربايجان درآمده لواء سلطنت بلند گردانيد و منصب وزارت را بخواجه سابق الدين عنايت كرده لطف بيك را بمرتبهء وكالت رسانيد اما محمدى ميرزا باتفاق بعضى از امراء عراق كه بوى پيوستند از سلطانيه به طرف اصفهان نهضت نمود و سلطان مراد در شيراز از اينمعنى وقوف يافته ابواب خلاف و نزاع برگشود بلكه همدران ايام با سپاهى نصرت انجام از شيراز عازم اصفهان گرديد و محمد ميرزا باستقبال پسر عم از شهر بيرون رفته در منزل خواجه حسن ماضى تقارب فريقين بتلاقى انجاميد بعد از تسويه صفوف و تحريك رماح و سيوف محمدى ميرزا بكمند گزند مقيد گشت و سپاه او منهزم شده اقتضاء قضا بساط جمعيت ايشان را درنوشت از جمله اعاظم امرا پير على و پير محمد و قناق با اولاد و اتباع به طرف ساوه و قم و كاشان رفته پير على بيك ساده را مضبوط گردانيد و پير محمد در قم اقامت نموده قناق بيك در كاشان رايت نخوت و مخالفت باوج آسمان رسانيد اما سلطان مراد بعد از ديدن پيكر نصرت و ظفر محمدى را مقيد ساخته همراه خود بسلطانيه برد و بيرام بيك را بايل ساختن امراء مشار اليهم نامزد كرد و بيرام بيك بساوه رفته با پير على بيك ملاقات نمود و بتاكيد قواعد عهد و پيمان او را اطمينان داده قاصدى بطلب پير محمد و قناق بقم و كاشان فرستاد و ايشان نيز بساوه رفته پس از تقديم مراسم ميثاق آنسه امير مصحوب بيرام بيك بجانب سلطانيه در حركت آمدند اما چون هردو برادران درگزين منزل گزيدند هراس بيقياس بخاطر راه داده شبى بيرام بيك را كه در خواب غفلت بود تنها گذاشته هريك علم عزيمت بصوب منزل خود برافراشتند سلطان مراد بعد از اطلاع برين مكيدت با پنجاه هزار پياده و سوار متوجه ساوه شد پير على بيك اسباب قلعهدارى مرتب ساخته كما ينبغى بحراست برج و باره پرداخت و سلطان مراد مدت پنجاه روز بجد هرچه تمامتر بامر محاصره و محاربه اقدام نموده مطلقا بديدن چهرهء مراد فايز نگشت و قاصدان سخندان درميان انداخته مهم بر مصالحه قرار يافت برينموجب كه از اولاد پير - على ابدال بيك از ساوه بيرون آمده غاشيهء ملازمت سلطان مراد را بر دوش گيرد و او ترك محاصره داده پير على بيك بدستور استمرار حاكم ساوه باشد و همان روز كه ابدال بيك به خدمت سلطان مراد رسيد او از ظاهر ساوه كوچ كرده عنان بكران بجانب آذربايجان منعطف گردانيد