غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
4
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
كه بر ضبط اموال ولايت مذكوره اطلاع داشت پيش آمد و شمهء از آن معنى عرض كرد و ميرزا شاهرخ تمامى احوال آن مواضع را استفسار فرموده خواجه شمس الدين على بتقرير دلپذير كيفيت وقايعى كه معلوم نموده بود بازگفت و عرض نمود كه يا امير على شقانى سخن دارم ميرزا شاهرخ حكم كرد كه امير جلال الدين فيروز شاه بتحقيق مهمات ديوانيان پردازد و اين حكم بر خاطر خواجهء پير احمد شاق آمد و در بحر انديشه افتاد و خواجه شمس الدين على در يك دو مجلس انواع تقصير بر امير على شقانى ثابت كرد و كيفيت قضيه بمسامع عليه رسيده حضرت خاقانى رقم عزل بر ورق حال امير على كشيد خواجه شمس الدين على ماليجه بعد از عزل امير على شقانى در سنهء 845 بر مسند وزارت حضرت خاقانى نشست و او از بزرگزادگان سمنان بود و بفنون فضايل و كمالات اتصاف داشت و پيوسته همت بر تربيت و رعايت اهل علم و درايت مىگماشت و چون نصب خواجه شمس الدين على به آن منصب مخالف مزاج خواجه پير احمد بود بغايت متأثر گشت و سه چهار روز در خانه خزيده بديوان حاضر نشد و در آن ايام از جانب شيراز عرضه داشتها بپايهء سرير اعلى آمده خواجه شمس الدين على بىحضور و شعور خواجه پير احمد مضمون آن كتابتها بعرض رسانيد و در جواب احكام نوشته و مهر كرده نزد خواجه پير احمد فرستاد هرچند وقوع اين حالت ضميمهء كدورت خاطر جناب وزارتمآب گشت اما از غضب حضرت شاهرخى ترسيده آن نشانها را مهر نمود و روز ديگر بديوان تشريف فرمود و خواجه شمس الدين على سمنانى تا آخر ايام حيات خاقانى بر مسند وزارت متمكن بود و چون واقعهء هايلهء آنحضرت اتفاق افتاد از اردوى همايون گريخته به وطن خويش رفت مآل حالش بوضوح نپيوست . گفتار در ذكر بعضى از سادات و مشايخ و افاضل كه معاصر بودند با خاقان عابد عادل بر ضماير اولى البصايه مخفى و مستتر نخواهد بود كه بنابر امتداد ايام دولت حضرت خاقان سعيد و كمال عدالت و نصفت آن پادشاه صاحب تأييد در ايام سلطنتش جمعى كثير از سادات و علماء و فضلا و شعرا در ممالك ايران و توران سيما بلاد خراسان مجتمع گشته بودند و در ظلال مرحمت و پناه عاطفت آنحضرت در غايت فراغت بنشر فضايل و كمالات اشتغال مينمودند و بيان حالات مجموع آن طايفه موجب اطنابست و تطويل لا جرم خامهء نكتهدان صحايف اين اوراق را بذكر مجملى از حال مشاهير آنطبقه عظيم الشان مىآرايد و هركس بيشتر از عالم فانى بجهان جاودانى انتقال نموده در ذكر تقديم مىنمايد . خواجه محمد پارسا ولد محمد بن محمود الحافظى البخارى بود و در سلك اعاظم اصحاب خواجه بهاء الدين نقشبند انتظام داشت و خواجه از اولاد عبد اللّه بن جعفر طيار بود رضى اللّه عنهما در ماه محرم سنة 822 متوجه گذاردن حج اسلام و طواف روضهء منوره