غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

390

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

نصرت‌آئين بعزم تسخير قندهار و زمين داور برافراخت و شجاع بيك با محمد مقيم حضرت پادشاهى را استقبال نموده بباد حمله شجعان نايرهء معركه جنك مشتعل ساخت پس از كشش و كوشش بسيار نسيم نصرت و ظفر بر پرچم علم بابرى وزيد و شجاع بيك شكست يافته باتفاق محمد مقيم منهزم كرديد و تمامى مملكت قندهار و زمين داور بتحت تصرف حضرت پادشاهى درآمده خزاين امير ذو النون ارغون را كه مدتى مديد اندوخته بود بر امرا و سران سپاه قسمت نمود و زمام حكومت قندهار را در قبضهء اقتدار برادر عالى گوهر خويش سلطان ناصر ميرزا نهاده عنان مراجعت انعطاف داد اما بعد از چند ماه شجاع بيك و محمد مقيم با لشكر جلادت اثر بقندهار بازگشته آن مملكت را از سلطان ناصر ميرزا انتراغ كردند و شاه‌زاده بكابل شتافته هريك از اولاد امير ذو النون روى بسرانجام مهام ولايت خود او ردند مقارن آنحال محمد مقيم را متقاضى اجل طبيعى در رسيد و مريض شده از عالم فانى بجهان جاودانى منتقل گرديد مصراع آنكه پاينده و باقيست خدا خواهد بود ذكر وصول بديع الزمان ميرزا و مظفر حسين گوركان بولايت جرجان و انتقال جناب مظفرى از مسند سرورى بجوار مغفرت مهيمن منان در سحر روز جمعه هشتم محرم سنهء ثلث عشر و تسعمائه كه بديع الزمان ميرزا و مظفر حسين گوركان از صولت محمد خان دار الس ؟ ؟ ؟ ه هراة را وداع كردند آن يك از باغ نو و اين يك از شهر بر اسبان باد رفتار نشسته روى بوادى فرار آوردند سلطان بديع الزمان ميرزا بامداد شجاع بيك كه در ولايت گرمسير و قندهار فرمانفرما بود بدانجانب توجه نمود و بعد از وصول بحدود قندهار از شجاع بيك طريقه نامرضيهء بيوفائى مشاهده فرمود رايت عزيمت بصوب مملكت نيمروز برافراخت و كس نزد امير سلطان على ارغون فرستاده اختر برج كامكارى ميرزا محمد زمان را طلب نمود و امير سلطان على امتثال فرمان واجب الاذعان بجاى آورد و شاه‌زاده را بايراق مناسب باردوى عالى روان كرد آنگاه بديع الزمان ميرزا كوچ بر كوچ متوجه جريان شد و مظفر حسين ميرزا نيز از راه ترشيز بهمان‌جانب عزيمت نموده بود لا جرم در دار الفتح استراباد نوبت ديگر مقارنهء سعدين دست داد و آن دو برادر نيك‌اختر يكديگر را در آغوش كشيده فريدون حسين ميرزا را كه پس از فوت برادر اعيانى خود محمد حسين ميرزا در استراباد علم حكومت برافراشته بود بايالت ولايت دامغان فرستادند و چون خبر استقامت احوال آن دو خسرو ستوده حضال بدار السلطنه هراة رسيد حجله‌نشينان تتق سلطنت پاينده سلطان بيگم و خديجه بيگى آغا و بعضى ديگر از مخدرات حرم‌سراى خاقان منصور از جان وفا ميرزا رخصت حاصل كرده روى بجرجان آوردند و از سپاهيان