غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

389

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

و در خلال اين احوال امير مبارز الدين محمد ولى بيك روى بدرگاه خان عاليجاه آورد شرح اين سخن آنكه قلعهء طبس در زمان جاقان منصور در تحت تصرف امير محمد ولى بيك ميبود و در آن حصار استوار از قبل جناب امارت‌مآب امير تروى بابا كه در سلك نوابش انتظام داشت حكومت مينمود و چون در نواحى مشهد مقدسه ابو المحسن ميرزا و كپك ميرزا جام شهادت دركشيدند و از دست‌برد سپاه ماوراء النهر جنود خراسان منهزم گرديدند امير محمد ولى بيك عنان فرار بصوب حصار طبس انعطاف داد اما بعد از وصول بخلاف متصور امير تردى بابا اظهار عبوديت نواب كامياب شاهى كرده ابواب خدمتكارى بر رويش نگشاد لا جرم امير محمد نوميد و حيران روى بصوب خراسان آورد و به خدمت محمد خان رسيده حسب الحكم به طرف ماوراء النهر كوچ كرد و همدران ايام امير ناصر الدين عمر بيك و امير زين الدين على و بعضى ديگر از بقاياء امراء خراسان به سفر ماوراء النهر مأمور گرديدند و تمامى ايشان در ضمان صحت و سلامت بآنولايت رسيده روزىچند بفراغت گذرانيدند و همدران اوقات امير محمد برندق برلاس كه در معركه يكدر اسير كشته بود باجل طبيعى از عالم انتقال نمود و امير سلطان على ارغون از سيستان پيشكشهاى لايقه بدرگاه خلايق‌پناه ارسال داشته اظهار اطاعت و انقياد فرمود و چون آفتاب عالم‌تاب از طول مكث در منازل صيفى ملول گشته رايت عزيمت بصوب ميزان برافراخت و حريف خريف ساحت باغ و بستان را از برك و بر عريان كرده مقدمهء سپاه دى دم‌سردى ظاهر ساخت محمد خان شيبانى روى توجه بماوراء النهر آورده از اشراف و اعيان خراسان امير غياث الدين محمد ابن امير يوسف و قاضى صدر الدين محمد الامامى و سيد صدر الدين يونس و قاضى اختيار الدين حسن را همراه خويش برد اما در آن سفر نسبت بآنجماعت طريق انعام و احسان مسلوك داشته در استرضاء خواطر همكنان سعى اهتمام كرد و در آن زمستان محمد قاسم ميرزا كه خوردترين اولاد خاقان منصور و برادر اعيانى ابن حسين ميرزا بود و از معركهء يكدر به طرف ولايت درون و نسا گريخته بود لشگرى درهم كشيده بجانب مشهد مقدسه خراميد و سيد هادى خواجه بنابر عدم قوت مقاومت مركز دولت خالى گذاشته علم عزيمت به طرف مرو برافراشت و كيفيت حال عرضه داشت پايهء سرير اعلى كرد محمد خان چون بر جرائت شاه‌زاده واقف شد عبيد اللّه سلطان را بدفع آنحادثه مأمور گردانيد و آنحضرت با سپاه بخارا از گذر چهار جوى عبور نموده بمرو شتافت و قنبربى و سيد هادى خواجه را با خود ملحق ساخته بر جناح استعجال روى بمشهد مقدسه آورد و بعد از وصول بدان منزل متبرك محمد قاسم ميرزا در ديواربست شهر آغاز جنك و حرب كرده مغلوب شد و بعضى از اوزبكان بشاه‌زاده رسيده و او را گرفته بعالم ديگر فرستادند و در مشهد مقدس رضويه دست تعدى برآورده خرمن جمعيت مجاوران روضهء امام عالىمقام را بباد غارت و تاراج بردادند و همدرين سال ظهير السلطنه و الخلافه محمد بابر ميرزا از كابل و غزنين با سپاه ظفرقرين رايت