غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

382

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

جزئى مهمى توى پيراهن سوار شده در بازارها سير فرمودى در مجلس شريف اكابر و اشراف بيدهشت پيراهن و تنبان پوشيدى و به مجرد اندك سخنى كه مخالف مزاج او بودى الفاظ ناخوش بر زبان گذرانيدى اما پيش خان هيچكس را غيبت نكردى و در منع از ارتكاب ظلم لوازم سعى بجاى آوردى القصه چون تسخير دار الملك خراسان محمد خان را ميسر گشت سادات و مشايخ و قضاة و علما و ساير ارباب عمايم را طوعا او كرها در سرانجام مهام خود رجوع بمولانا عبد الرحيم مىبايست نمود و جناب مولوى در مرتبه اول چنانچه مذكور شد پانزده هزار تنگچه يكمثقالى از آنجماعت طمع كرده آنوجه را بحصول موصول گردانيد و بعد از آن هركس از وى التماس مهمى مينمود مبلغى ديگر طلب ميفرمود و مشگلترين امور كه در آن اوان جمهور طوايف انام را پيش‌آمد آن بود كه نسيان بر طبيعت مولانا عبد الرحيم بمثابهء غلبه داشت كه اگر فى المثل عزيزى ده روز متعاقب او را ملازمت كردى و هرروز تحفهء لايق و تبركى مناسب بنظرش آوردى در روز يازدهم چون او را ديدى باز پرسيدى كه وى چه كس است و مولانا عبد الرحيم در اوايل حال شيخ الاسلام را فى الجمله تعظيم كرده جهت ساير اكابر قيام نمىنمود اما چون آن زمره در مجلس خانى آغاز آمد شد فرموده راه سخن يافتند نسبت به همه ايشان فراخور قدر و منزلتى كه داشتند شرايط تعظيم بجا آورده مناصب مناسب جهة هريك تعيين كرد و بمقتضاء اشارت خانى از جناب شيخ الاسلامى التماس نمود كه بدستور ايام سابقه منصب موروثى خود را قبول نمايد و امر جليل القدر نقابت را بامير نظام الدين عبد القادر تفويض فرمود و اقضى القضاتى ممالك خراسان علاوه آن منصب گردانيد و قاضى اختيار الدين حسن و قاضى صدر الدين محمد الامامى را نيز بقاعدهء استمرار متصدى فيصل قضاياء شرعيه ساخت و امر احتساب را بلا مشاركت غيرى به سيد صدر الدين يونس مفوض داشت و تدريس مدارس خاقان منصور را بامير برهان الدين عطاء اللّه و سيد صدر الدين ابراهيم و سيد زين العابدين مرتاض و خواجه عماد الدين عبد العزيز ابهرى متعلق گردانيد و رقم عزل بر صحيفه احوال ديگر مدرسان آن بقاع كه در زمان واقف منصوب گشته بودند كشيد و نسبت بارباب مناصب ساير بقاع خير همين عمل بجاى آورد و صدور بديع الزمان ميرزا و مظفر حسين گوركان را در ملازمت خويش بازداشته فرمان داد كه بدستور سوابق ايام مهام اوقاف را بكفايت اقتران دهند اما اينجماعت را تكليفات نالايق كرده هرلحظه به خلاف معامله از ايشان چيزى مطالبه مينمود و باوجود آنكه بواسطه گفت‌وشنود بعضى از مخاديم دانسته بود كه امير سلطان ابراهيم الامينى و مسود اوراق از ساير اماثل و اقران امتياز تمام دارند در آن اوقات چندان محنت و مشقت متوجه ما گشت كه شرح آن به نوشتن و گفتن راست نيايد از جمله آنكه در مبادى احوال كه مولانا عبد الرحيم از پشت دروازه خوش پايان آمده در منازل جان مزيد مير آخور كه نزديك بدروازهء مذكور است منزل گزيد روزى امير سلطان ابراهيم و محرر حروف و مولانا غياث -