غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

380

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

گردانيده بود و در وقت توجه بمرل حرم محترم خود كابلى بيگم دختر ميرزا الغ بيك بن ميرزا سلطان ابو سعيد را با رقيه آغا كه بعندليب اشتهار داشت در آنقلعه گذاشت و از معركهء مرل امير عاشق محمد ارغون و شيخ عبد اللّه بكاول و بعضى از افراد اجناد كه مجال فرار يافته بودند بحصانت آنقلعه التجا نمودند و ايضا صاحب السيف و القم خواجه جلال الدين ميركى بآنحصار رفته بود و مهد عليا خديجه بيگى آغا نيز از تشدد محصلان گريخته در آن منزل تحصن نمود و چون اينجماعت از سطوت ازبكان بهرام صولت بغايت هراسان بودند باوجود آنكه مهم شهر به آن مرتبه كه شرح كرده شد رسيده بود در محافظت آن قلعه از خود بتقصير راضى نميشدند و محمد خان بهمگى همت متوجه فتح آن حصار گشته ايلچيان سخندان پيش امير عاشق محمد كوكلتاش فرستاد تا او را از وخامت عاقبت مخالفت ترسانيده و از عقوبت خدام بارگاه سلطنت ايمن گردانيده پايان آورند و چون نتيجه برآمد شد سفراء ترتب نيافت فرمان واجب الاذعان شرف نفاذ پذيرفت و نقبچيان آهنين چنك آغاز كندن نقب كردند و چون سه چهار روز به آن كار پرداختند قواعد برجى كه بجانب باغ شهر است مجوف گشته ميل بانهدام نمود و از مشاهدهء آن انكسار اركان ثبات و فرار ساكنان آن حصار متزلزل شده قاصدى ببارگاه خلافت‌پناه فرستادند و بجان امان طلبيدند و حسب الحكم مولانا عبد الرحيم بدر قلعه رفته هردو عاشق محمد و شيخ عبد اللّه و خواجه ميركى پايان آمده و مولانا عبد الرحيم قواعد عهد و پيمان را بايمان موكد گردانيد و از قبل خان سوگندان بر زبان آورد كه چوق قلعه را تسليم نمايند هيچكس بجان و مال ايشان نقصان نرساند لا جرم متوطنان قلعه اختيار الدين بعضى به اختيار و زمرهء باضطرار از مضيق حصار بيرون خراميده هردو عاشق محمد و شيخ عبد اللّه مواخذ گشتند و اموال و جهات خود را فرود آورده بجان امان يافتند و عاشق محمد كوكلتاش در خراسان توقف كرد و عاشق محمد ارغون و شيخ عبد اللّه بكاول روى بملازمت بديع الزمان ميرزا آوردند و خواجه جلال الدين ميركى بوسيلهء خواجه كمال الدين محمود كه از قرابتانش بود بىشايبه تنقيص نجات يافت و از روىپوشان سراپرده عصمت كابلى بيگم را قنبر ميرزا كوكلتاش بحباله نكاح درآورد و عندليب را تيمور سلطان بحرم سراى خويش فرستاد و كوتوالى قلعه اختيار الدين بپهلوان درويش محمد تعلق گرفته جان وفا ميرزا نيز از بيرون درب خوش بدانجا نقل كرد و متوطن شد و چون خاطر خطير محمد خان شيبانى از جانب حصار اختيار الدين فارغ گشت فتح قلعه تيره تو را كه در تصرف امير زين الدين على بود پيش نهاد همت ساخت و با اعاظم امرا و اركان دولت قرعه مشورت درميان انداخت و بنابر آنكه آنحصار از بدايع صنايع آفريدگار است و گرفتن آن بجنك بيرون از حيز مكنت ملوك ذوى الاقتدار راى همكنان بر آن قرار يافت كه بارسال رسل و رسايل امير زين الدين