غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
374
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
هراة از جهان پر آفات رخت سفر آخرت بربست و امير ذو النون و امير شيخعلى بآئين سلاطين عظام تجهيز و تكفين مهد عاليه نموده جسد مطهرش را در مدرسهء شريفهء بديعيه مدفون ساختند و جهة ترويح روح پرفتوحش باطعام مساكين و فقرا و ختمات كلام ايزد سبحانه و تعالى اشتغال نمودند و چون هلال محرم الحرام سنهء ثلث عشر و تسعمائه از مشرق دولت و احتشام طالع شده بر بحر اخضر سپهر عبور فرمود خبر گذشتن محمد خان شيبانى از معبر كركى و توجه به طرف خراسان متواتر گشت و سلطان بديع الزمان ميرزا امير شجاع الدين ذو النون و امير نظام الدين شيخعلى طعائى را باردوى همايون طلبيد و ايشان در روز دوشنبه چهارم ماه مذكور از بلدهء هراة بدرگاه خلايقپناه شتافتند و روز ديگر بشرف ملازمت مشرف گشته باتفاق ساير امراء عظام بساط مشورت مبسوط گردانيدند و پنداشتند كه تير تقدير را بسپر تدبير مندفع مىتوانند ساخت و سيلاب مشيت مسبب الاسباب را بمشت خس و خاشاك باز مىتوانند داشت هيهاتهيهات ع واقع تير قضا نبود سپر چون ارادهء مالك الملك على الاطلاق مقتضى آن بود كه ولايت خراسان بحوزهء تصرف محمد خان شيبانى درآيد و مدت دولت اولاد خاقان منصور بسرآيد بر اجتماع جنود بلاانتها و تدبير امراء صايب رأى هيچ فايدهء مترتب نگشت و همدران اوان سپاه بهرام قهر ماوراء النهر بسان سيلى كه از فراز رو به نشيب آورد از آبآمويه عبور نموده خراسانرا طوفان بلا از سر درگذشت نظم چو تقدير الهى بود زينسان * كه گردد و منتقل ملك خراسان نيامد كار از مردان صفدر * نه از تدبير دانايان كشور شنيدم اين سخن از كودك و پير * كه تقدير الهى را چه تدبير كيفيت اينواقعه چنان بود كه محمد خان - شيبانى در اواسط ذى حجه سنهء اثنى عشر و تسعمائه از دار الملك سمرقند بر زين ملكستانى نشست و از معبر كركى عبور نموده بحدود اندخود شتافت امير شاه منصور كه در آن اوان از قبل ميرزا بديع الزمان حاكم آنولايت بود چون از وفور شوكت و قوت دولتخانى واقف شد اقبال مثال ببارگاه سلطنت و استقلال خراميده و غاشيهء متابعت بر دوش گرفته منظورنظر التفات گشت آنگاه خان گيتىستان بر جناح استعجال از اندخود به طرف كنار آب مرغاب ايلغار نمود بعد از وصول بمروجاق كوتوال قلعهء آن قصبه در اطاعت و فرمانبردارى اقتدا بشاه منصور كرد و تا آنغايت نزد بديع الزمان ميرزا و ابو المنصور مظفر حسين گوركان خبر عبور موكب منصور از آبآمويه به صحت نهپيوسته بود و پس از وصول محمد خان بنواحى بادغيس سيلاب اضطراب ابناء ثبات سلاطين و امراء خراسان را منهدم ساخته غريق بحر حيرت و انديشه گشتند و كرت ديگر طريق مشورت مسلوك داشته امير ذو النون بنابر شجاعت جبلى صلاح در جنك صحرا ديد و امير محمد برندق را تحصن در بلدهء فاخرهء هراة مصلحت نمود و قبل از آنكه خواطر بر يكى ازين دو صورت قرار دهند صباح روز پنجشنبه هفتم محرم الحرام سنهء ثلاث عشر و تسعمائه آثار قرب وصول محمد خان شيبانى با سپاهى افزون از حوادث آسمانى ظاهر گشت و منغلاى آن سپاه مظفرلوا كه سركرده ايشان ولد