غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
368
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
كين از نيام انتقام كشيده قرب صد نفر را از آنجماعت بر خاك هلاك انداخت و شصت هفتاد كس ديگر را اسير گردانيده رايت مراجعت برافراخت و مظفر و منصور بپايهء سرير سلاطين عظام رسيده باصناف عواطف و عوارف اختصاص يافت و در منزل امير محمد ولى بيك نزول اجلال فرمود مقارن آنحال اولاد امجاد آن جناب شجاع بيك و امير محمد مقيم نيز از قندهار و زمين داور بملازمت بديع الزمان ميرزا رسيدند و شرف بساطبوسى دريافته بانواع نوازش و اصطناع مفتخر و مباهى گرديدند . ذكر نهضت سلاطين خراسان بمقابله و مقاتله شيبانى خان چون محمد خان شيبانى از انتقال سلطان حسين ميرزا بملك جاودانى وقوف يافت خيال تسخير خراسان كرده جهة اطلاع بر كيفيت حالات آنولايات شخصى را كه مولانا ختائى نام داشت برسم رسالت بدار السلطنه هراة فرستاد و مولانا ختائى در النك باغ جهانآرا بتقبيل بساط جلالت مناط ميرزا بديع الزمان و مظفر حسين گوركان فايز گشته پيغامى كه داشت معروض گردانيد خلاصه سفارت آنكه شيبانى خان ميگويد كه پيوسته آباء و اجداد شما در حدوث وقايع و وقوع حوادث رجوع بخواقين دودمان عاليشان ياد كرده شرايط مطاوت بجاى مىآوردهاند مناسب آنكه شما نيز بسنت سنيهء پدران خود اقتداء نموده ابواب مخالفت مسدود سازيد و از شارع مستقيم موافقت عدول و انحراف نورزيد تا عرصهء مملكت معمور و آبادان ماند و رعايا كه ودايع خالق البرايااند پايمال عساكر نصرت مآثر نشوند سلطان بديع الزمان ميرزا و مظفر حسين گوركان چون مى - دانستند كه غرض شيبانى خان از اين مراسله چيست جواب آن سخنان و رخصت ايلچى را موقوف داشته قاصدان به اطراف و جوانب خراسان فرستادند و به اجتماع شاهزادگان و جنود ظفر ورود فرمان دادند در خلال اين احوال ايلچيان از نزد امير سلطان قلنجاق كه حاكم قبة الاسلام بلخ بود رسيده معروض داشتند كه محمد خان شيبانى با سپاهى بعدد قطرات سحاب نيسانى ظاهر بلدهء مذكوره را مركز اعلام نصرت انجام گردانيده بمحاصره اشتغال دارد و حال آنكه رعاياء شهر را ذخيره نمانده و فقدان قوت قوت سپاهيان را بسرحد عدم رساندهاند اميد آنكه حضرات باتفاق متوجه اينحدود گردند تا شر لشگر اوزبك اندفاع يابد و پرتو انوار فراغت بر وجنات احوال متوطنان اين ولايت تابد سلطان بديع الزمان ميرزا و ابو المنصور مظفر حسين ميرزا بعد از استماع اينخبر با امرا و اركان دولت طريق مشورت مسلوك داشته خواطر بر مقابله و مقاتلهء شيبانى خان قرار دادند و مجددا قاصدان جهة اجتماع شاهزادگان به اطراف ديار خراسان فرستادند و در اوايل پائيز سنهء مذكوره از دار السلطنة هراة رايات نصرت آيات بصوب قبة الاسلام بلخ برافراختند و از گرد مراكب مواكب چهرهء مهر و ماه را تيره و ديدهء روشنان سپهر را خيره ساختند نظم روان گشتند