غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
369
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
شاهان نكوكيش * سپاهى بينهايت از پس و پيش بتأييد الهى گشته خرم * ظفر در خدمت و اقبال همدم و چون نواحى چهل دختران از غبار مواكب كواكب مراتب ايشان مشگبيز گشت ابو المحسن ميرزا با لشگر نصرتاثر مصراع سپاهى بكثرت چو اعداد اختر از بلدهء فاخرهء مرو تشريف آورد و ديده بديدار برادران كامكار روشن كرده سلطان بديع الزمان ميرزا را كه از همه حيثيتى از وى بزرگتر بود بتوره زانو زد و پيشكش كشيد و مظفر حسين ميرزا هرچند در سلطنت دار الملك با سلطان بديع الزمان ميرزا شريك بود اما چون بحسب سن از ابو المحسن ميرزا خوردتر بود او را تعظيم نموده بر خود تقديم فرمود و از جانبين لوازم نياز و نثار وقوع يافت و از آن مرحله نيز كوچ واقع شده بعد از نزول در كنار آب مرغاب ابن حسين ميرزا از قاين و امير سلطان على ارغون از سيستان و ساير امرا و لشگريان ممالك خراسان متعاقب و متواتر بمعسكر همايون پيوستند نظم رسيدند از هرطرف سرورى * بهريك ملازم شده لشگرى به خون عدو تنك بسته ميان * گشاده بمدح سلاطين زبان و همدران ايام كه كنار مرورود مضرب جنود ظفر ورود بود روزبروز بتأييد مهيمن منان جمعيت سلاطين خراسان برطبق دلخواه دوستان مىافزود ناگاه مبشر خجسته مقال بدرگاه اقبال مآل سلطان بديع الزمان ميرزا رسيد و بشارت طلوع اختر جاه و جلال از افق عنايت ايزد متعال رسانيد يعنى خبر تشريف قدوم ميمنت هجوم حضرت خلافتپناه ظهير الدين محمد بابر پادشاه شيوع يافت و پرتو انوار بهجت و شادمانى بر وجنات احوال سالكان مسالك جهانبانى و امرا و اركان دولت تافت نظم مژده اى دل كه مسيحانفسى مىآيد * كه ز انفاس خوشش بوى كسى مىآيد از غم هجر مكن ناله و فرياد كه دوش * زدهام فالى و فريادرسى مىآيد . گفتار در بيان پيوستن پادشاه عاليجناب بسلاطين خراسان در كنار آب مرغاب در آن اوقات كه طنطنه كوس شوكت و سرافرازى و شعشعهء نير دولت و بزمسازى و ساير محاسن شمايل و محامد خصايل پادشاه مؤيد غازى ظهير الدين محمد بابر در اقطار آفاق مشهور گرديد و كيفيت محاربات و معارضات آن پادشاه فرخندهصفات با شيبانى خان بعرض خاقان منصور سلطان حسين ميرزا رسيد بنور فراست و وفور كياست دانست كه عنقريب كوكب جاه و جلال آنسرو رياض سلطنت و اقبال از اعلى درجهء كشورگشائى و استقلال طلوع خواهد نمود و سرپنجهء عنايت ايزد متعال ابواب حصول انواع آمانى و آمال بر روى روزگار فرخنده مآلش خواهد گشود بناء على هذا سيد افضل ولد سيد سلطان على خواببين را كه در سلك صدور فضيلتآئين انتظام داشت برسم رسالت