غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

352

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

را منسوخ ساخت و در زمان خاقان منصور همواره باشارت آنحضرت و التماس امير نظام الدين عليشير بكتابت نسخ شريفه ميپرداخت و گاهى بنظم اشعار نيز زبان مىگشاد از آن جمله اين مطلع بثبت افتاد مطلع گل در بهار زان رخ گلگون نمونه‌ايست * چون اشك من كه از دل پرخون نمونه‌ايست و آن جناب فى سنهء تسع عشر و تسعمائه در مشهد مقدسه درگذشت و همدر آن بقعه متبركه مدفون گشت . امير صدر الدين يونس الحسينى ولد امير رضى الدين عبد الاول بن امير معين الدين مرتضى بن امير صدر الدين يونس بود كه شمهء از علو شأن او را خامه مكسور اللسان در اثناء ذكر اكابر زمان خاقان سعيد ثبت نمود و امير صدر الدين يونس باوجود شرف نسب بوفور فضل و كمال نيز اتصاف داشت و سالها در مدرسه شريفه سبز بر امان و مدرسه بديعيه و مدرسه غياثيه بقلم دانش نقش افادت بر صحايف خواطر طلبه مىنگاشت و در زمان استيلاء محمد خان شيبانى بر ديار خراسان منصب احتساب متعلق به آن سيادتمآب گشت و يكدو سال در غايت امانت و ديانت بلوازم آن امر پرداخته بالاخره بطيب نفس از سر آن منصب درگذشت و بعد از آن بموجب استدعاء قنبر ميرزا كه حاكم بلخ بود بانجا توجه نمود و قنبر ميرزا منصب شيخ الاسلامى بلخ را بوى رجوع فرمود و امير صدر الدين يونس از آن زمان تا وقتى كه حكومت قبة الاسلام بلخ به حضرت ايالت منقبت ديو سلطان انتقال كرد در كمال اعتبار و اختيار در آن ديار روزگار ميگذرانيد آنگاه بعضى از اهل شرارت نزد آنحضرت زبان بغيبتش گشادند و خرمن هستى آن سيد عزيز را با يك پسرش سيد ابو الوفا نام بباد فنا بردادند و اكنون دو پسر ديگر آن جناب امير ابو الصفا و سيد ابو البقا در بلدهء فاخرهء هراة تشريف دارند و در كمال صلاح و تقوى همت بر تحصيل علوم و اكتساب فنون منقول و مفهوم مىگمارند . امير صدر الدين ابراهيم مشهدى عمدهء علماء زمان و قدوهء سادات فضيلت‌نشان بود و در زمان خاقان منصور سالهاى موفور در مدرسه شريفه سلطانى و مدرسه بديعيه و خانقاه اخلاصيه بامر درس و افاده قيام مينمود در شهور سنه تسع و عشر و تسعمائه رايت عزيمت بصوب عالم آخرت برافراشت و دو پسر خجسته سير يادگار گذاشت امير محمد امين و امير محمد حسين و اين دو جوان فضيلت‌نشان بصفت صلاح و تقوى اتصاف دارند و همواره همت بر افاده و استفاده ميگمارند و امير محمد امين در مدرسه اخلاصيه بلوازم منصب تدريس اشتغال ميفرمايد و امير محمد حسين در مدرسه جماليه بافاده قيام مينمايد و برادر امير ابراهيم امير عبد الجليل نيز در سلك علما منتظم بود و در زمان خاقان منصور و محمد خان شيبانى چند سال بامر احتساب اشتغال مينمود مولانا فصيح الدين محمد النظامى جمال حالش بعلو نسب و تبحر در علوم معقول و منقول آراسته بود و در فن رياضى و حكميات سرآمد افاضل دوران مينمود طبع سليمش مدرك مخفيات مؤلفات علماء متقدمين و ذهن مستقيمش مظهر مخزونات مصنفات