غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
337
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
مالوف بهراة آمد ملازمت امير نظام الدين عليشير اختيار نمود و چون در نظم اشعار مهارت داشت حضرت خاقانى نظم احوال خجسته مآل خود را بوى رجوع كرد و خواجه در آن باب نزديك بدوهزار بيت در سلك بيان آورد و قصه يوسف و زليخا و مناظره شمس و قمر و تيغ و قلم نيز از جمله منظومات اوست و اين مطلع در ديوان غزلياتش انتظام دارد كه بيت بىتو چون در گريه خوابم ميبرد * خواب مىبينم كه آبم ميبرد وفات خواجه مسعود در بلدهء فاخره هراة روى نمود و در مزار پير سيصد ساله مدفون شد قاضى شمس الدين عبد الله « 1 » خلف صدق مولانا جلال الدين ابو سعيد بن مولانا شمس الدين عبد اللّه بن قاضى جلال الدين محمود الامامى بود و در زمان خاقان منصور چند - گاه در بلدهء هراة بلوازم منصب قضا قيام مينمود و مدتى ديگر در مدرسهء شريفه سلطانى بامر تدريس اشتغال داشت و چون اجل موعود در رسيد فى شهور سنهء علم عزيمت بعالم آخرت برافراشب مولانا يوسف بديعى از ولايت اندجان بود و در صغر سن از آنجا بسمرقند شتافته آغاز كسب فضايل نمود و در زمان فرخنده نشان خاقان منصور از ماوراء النهر بهراة تشريف آورده در ظل عاطفت مقرب حضرت سلطانى آرام يافت از علم عروض و صنايع و بدايع شعرى و فن معما صاحب وقوف بود و در تبيين قواعد معماء رسالهء مفيد تاليف فرمود اين مطلع از جملهء منظومات اوست كه بيت گر بدين آب و هوا كويت بود منزل گهم * نى زلال خضر بايد نى دم روح اللهم وفاتش در شهور سنهء سبع و تسعين و ثمانمائه در سرخس اتفاق افتاد و در مزار فيض آثار شيخ لقمان پرنده مدفون شد . حافظ غياث قدوهء ارباب علم و عرفان و عمدهء محدثان زمان بود و در ايام سلطنت خاقان منصور سالهاى موفور در بلدهء هراة بافاده قيام مينمود وفاتش در سنهء سبع و تسعين و ثمانمائه اتفاق افتاد و در مزار شيخ بهاء الدين عمر مدفون گشت . مولانا نور الدين عبد الرحمن الجامى لمعات فضايل و كمالات آن جناب مانند فروغ آفتاب جهانتاب منور عرصه ربع مسكونست و رشحات اقلام فيض انجام اين زبدهء شيخ و شاب بسان قطرات سحاب خضرت بخش فضاى جهان بوقلمون از جواهر نظمش صدف افلاكپرور شبافروز و از لآلى نثرش عرصهء عالم خاك جواهراندوز تصانيف آنحضرت در اقسام علوم بيحد و در هرتصنيف خزاين معانى بيعد لا جرم حاجت به آن نيست كه خامهء دو زبان در تعريف آن مرجع ارباب دانش و عرفان شروع نمايد و با نامل سعى و اجتهاد و ابواب مناقب و مفاخر آن ملاذ اصحاب بينش و ايقان برگشايد نظم چه حاجت كه كلك بلاغتمآب * نويسد كه عامست فيض سحاب چه حاجت كه گويند از نور مهر * منور بود عرصهء نه سپهر ولادت با سعادت آن جناب در شب بيست
--> ( 1 ) واضح باد كه سنهء وفات قاضى شمس الدين را مؤلف نگاشته و از كتبى كه عند الطبع مدنظر بود نيز بتحقيق پيوست حر ره محمد تقى شوشترى