غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
334
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
سيد غياث الدين افضل بن سيد حسن بمزيد علم و فقاهت از اكثر سادات مشهد مقدسه ممتاز و مستثنى بود و سالهاى فراوان در آنولايت بلوازم منصب شيخ اسلامى و فيصل قضاياء شرعيه اقدام ميفرمود سيد كاظمى بلطف طبع و جودت ذهن اتصاف داشت و در شيوه سپاهىگرى سلوك نموده رايت جلادت مىافراشت و در اوايل سلطنت خاقان منصور در ملازمت درگاه عالمپناه بسر ميبرد و بموجب فرمان واجب الاذعان جهة رسالت خواجه عماد الدين محمود كاوان كه مشهور است بخواجه جهان روى توجه بجانب گلبركه آورد و در وقت مراجعت از راه دريا بفارس رفته در شيراز رحل اقامت انداخت و همدر آنولايت عازم سفر آخرت گشته خانهء تن از مهمانخانهء روح بازپرداخت قصيده شهرآشوب كه در مذمت اعيان و اشراف دار السلطنة هراة منظوم شده از نتايج طبع اوست و مطلع آن قصيده اينست كه مطلع شكر خدا كه قاضى شهر هرى نيم * در سلك آدمى صفتانم خرى نيم امير سيد اصيل الدين عبد الله الحسينى بصفت اصالت و وفور جلادت و بناهت شان و قدم دودمان موصوف و معروف بود و بوفور تقوى و ديندارى و غايت ديانت و پرهيزكارى از اكثر علما عالم و سادات بنى آدم ممتاز و مستثنى مينمود زبان گهرافشانش مفسر حقايق صحف آسمانى و بيان بلاغت نشانش مبين دقايق كتب سبحانى باطن خجسته ميامنش مظهر آثار ولايت و رشاد و خاطر فرخنده مآثرش مهبط انوار هدايت و ارشاد و بىشايبه مدحگسترى آن مهر سپهر شريعتپرورى در علم تفسير و حديث و انشاء تاليف شبيه و نظير نداشت و در زمان سلطنت سلطان سعيد از دار الملك شيراز كه وطن اصلى آنجنابست بهراة تشريف آورده رايت اقامت برافراشت هفتهء يكنوبت در مدرسهء عاليهء مهد عليا گوهرشاد آغا بموعظه و نصيحت خلايق ميپرداخت و در هرماه ربيع الاولى بر بيان ميلاد با اسعاد حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلم مواظبت نموده طوايف انام را محظوظ و بهرهور ميساخت از مؤلفات آن سيد ستودهصفات كتاب افادت اثر درج الدّرر كه محتويست بر سير سنيهء خير البشر و رسالهء مزارات هراة در ميان افاضل اقطار جهان مشهور است و صحت روايت و بلاغت عبارت آن نسخه بر السنه و افواه خلايق مذكور انتقال امير سيد اصيل الدين از جهان محنتآئين برياض بهشت برين در هفدهم ربيع الاخرى سنهء ثلث و ثمانين و ثمانمائه روى نمود و خاقان منصور بتسلى خواطر اولاد و امجاد آن جناب توجه كرده سيورغالات سيد مرحوم را بايشان عنايت فرمود . مولانا شمس الدين محمد بتادكانى در سلك خلفاء شيخ زين الدين خوافى انتظام داشت و همواره همت بلندنهمت بر اداء وظايف طاعات و عبادات ميگماشت سالكان طريق زهد و تقوى و طالبان طريقه رشاد و هدى نسبت بآنجناب در غايت ارادت و اعتقاد سلوك مينمودند و از فروغ باطن فرخندهميامنش اقتباس انوار سعادت كرده باوامر و نواهى خدام عالىمقامش مفتخر و مباهى بودند از آثار انامل فياض جناب مولوى مخمس قصيدهء بوده و شرح منازل السايرين مشهور است و از ابيات هدايت آياتش اين