غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
330
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
اوايل جلوس خاقان منصور از قراباغ اران بهراة آمده در منصب وزارت دخل نمود بعد از چندگاه جمعى از مردم شرير او را بصنوف تصرف و تقصير متهم گردانيدند بنابرآن مقهور خاقان منصور گشته در زندان بلدهء هراة محبوس شد و سه چهار روز در حبس بسر برده ناگاه شحنهء قهر بقتل او فرمان فرمود و چنان استماع افتاده و العهدة على الراوى كه در آنوقت كه نايرهء غضب خاقانى مشتعل بود و بكشتن خواجه مظفر حكم فرمود يكى از نواب بنابر غرضى كه داشت عرض كرد كه خواجه صانعى تا كى در زندان خواهد بود خاقان منصور گفت كه او را نيز امروز سياست كنند و در آن روز كه داخل ايام اوايل محرم الحرام سنه احدى و تسعين و ثمانمائه بود خواجه صانعى را از طاق چهارسوق هراة و خواجه مظفر را بر در دروازه ملك به حلق كشيدند يكى از فضلا در آن باب گويد رباعى ابديده بعالم ستمكاره نگر * در خواجگى جهان خونخواره نگر از حالت صانعى برو تجربه كن * در حال مظفر شبانكاره نگر خواجه امين الدين محمود برادر خواجه افضل الدين محمد بود و بشرب شراب روحافزا و مصاحبت ماهرويان ناهيد سيما شعف تمام ظاهر مينمود و بحسن خلق و وفور كرم از امثال و اقران امتياز داشت و همواره خيال همنشينى و مجالست اهل طبع و اصحاب فضل بر لوح خاطر مينگاشت و در سنهء سبع و ثمانين و ثمانمائه به منصب وزارت خاقان منصور رسيد و قرب پنج سال در تمشيت آن كار روزگار گذرانيد و در آن اوقات كه برادرش خواجه افضل الدين محمد بجانب عراق شتافت معزول گرديد و بعد از چند گاه نوبت ديگر منظور نظر التفات خاقان عاليجاه گشته كرت ثانى در امر وزارت دخل نمود و خواجه قوام الدين نظام الملك در ايام اعتبار و اقتدار كرت ديگر او را مؤاخذه و مقيد گردانيد و خواجه امين الدين محمود پس از يك دو سال فرصت يافته و درزى عورات از بالاخانه زندان بگريخت و تا زمان وصول خواجه افضل الدين محمد بهراة در گوشهء مختفى بود و چون آن جناب بمناسب عليه و مراتب سنيه سرافراز گشت خواجه امين الدين محمود از كنج انزوا برون آمده بملازمت مظفر حسين ميرزا اشتغال نمود و بواسطهء خدمات سابقه و وسايل لاحقه مرتبهء بلند و درجهء ارجمند يافت و چون متقاضى اجل در رسيد در اوايل سنهء عشر و تسعمائه بجهان جاودان شتافت . خواجه علاء الدين على ميكال بصفت اصالت موصوف بود و بحسن خط مشهور و معروف سالها در ديوان خاقان منصور بمنصب توجيه اشتغال داشت آخر الامر از آن مرتبه قدم برتر نهاده رايت وزارت برافراشت و مدت ديگر بلوازم آن امر قيام و اقدام نمود و از غايت سلامت نفس و راستى و كوتاهدستى هرگز بمحنت مؤاخذه و مصادره مبتلا نگشت و چون اجل موعود در رسيد داعى حق را لبيك اجابت گفته درگذشت . خواجه نعمت الله سرخ در علم استيفاد سياق بىنظير آفاق بود و در ديوان خاقان منصور مدتى بسرانجام اعمال بزرگ و اشغال خطير اشتغال مينمود و خواجه