غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

329

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

و عاقبت عافيت‌طلب شده از آنكار استعفا نمود و بسلوك طريق فقر و درويشى اشتغال فرمود و خاقان منصور منصب شيخى و توليت موقوفات مزار فيض آثار مقرب حضرت بارى خواجه عبد اللّه انصارى قدس سره را مفوض برأى صوابنمايش گردانيد و آن جناب چندگاه در ترويج و تعمير آن بقعهء متبركه كوشيده در ضيافت آينده و رونده اهتمام تمام بتقديم رسانيد وفاتش در دهم شهر ربيع الاول سنهء 904 در سالى كه حروف ؟ ؟ ؟ مين كلمات به حساب جمل از تاريخ آن خبر ميدهد روى نمود و در مزار فيض آثار عارف ربانى مولانا شمس الدين محمد بتاوكانى مدفون شد و خاقان منصور بتسلى خواطر اولاد امجادش پرداخت و ولد ارشدش خواجهء عاليجاه شهاب الدين عبد اللّه را بپرسش و انعام خلع فاخره بنواخت . خواجه علاء الدين على الصانعى در سلك اشراف ولايت باخزر سمت انتظام داشت و بواسطه انتساب بآل برمك همواره رايت مفاخرت مىافراشت بحدت طبع وجودت ذهن و مهارت در نظم اشعار و ايثار درم و دينار موصوف و معروف بود و در مبادى اوقات سلطنت خاقان منصور منظور عين التفات خسروانه گشته در امر وزارت شروع نمود و بنابر آنكه بر صفت كفايت ظاهر شده بر عجزه و رعايا حيف و تعدى جايز ميداشت و پيوسته نسبت بساير وزرا رقم تقرير و تزوير بر اوراق ضمير مينگاشت مزاج شريف مقرب حضرت سلطانى امير عليشير با وى متغير گرديد و در آن اوقات از روى جد يا هزل روزى خواجه صانعى اين بيت در سلك نظم كشيد بيت فردا كه شود معركهء ضربت شمشير * معلوم شود قوت بازوى عليشير و اينمعنى سبب ازدياد كدورت شده ديگر اسباب مدد علت گشت و خواجه صانعى صباحى كه در پايهء سرير اعلى در جرگهء وزرا ايستاده بود يكى از يساولان بموجب فرمان واجب الاذعان دستارش را كه بغايت بزرك بود از سرش برداشته در گردنش افكند و امير عليشير روى بخاقان منصور آورده اين مصراع خواند كه ع چو بار سر سبك كردى سبك كن بار گردن هم القصه در آن روز خواجه صانعى مؤاخذ و معاقب گشته بعد از آنكه هرچه داشت فرود آورد در بالاخانه زندان محبوس شد و زمان حبس او قرب شش سال امتداد يافته در آن ايام غزلى غرا منظوم گردانيد و نزد مقرب حضرت سلطانى فرستاد و مطلع آن غزل اينست مطلع آنكه هرگز نشنود گوش تو فرياد منست * و آنكه هرگز نگذرد بر خاطرت ياد منست اما هيچ فايدهء بر آن مراسله مترتب نگشت و امير عليشير از سر ايذاء او در نگذشت و خواجه صانعى در مدت حبس اكثر اوقات را بكسب فضايل مصروف ساخت و حفظ كلام اللّه كرده كتب متداوله را تا مختصر تلخيص به نظر مطالعه درآورد و قصيده مصنوع خواجه سلمان ساوجى را تتبع نمود و اكثر صنايع شعرى را بقلم‌پرورى در آن قصيده درج فرمود و مآل حالش عنقريب مسطور خواهد گشت انشاء اللّه تعالى . خواجه سيف الدين مظفر شبانكاره از بزرك‌زادگان مملكت فارس بود و در