غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

311

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

چند كرت ولد ارشد را طوى داده در هرمجلس انواع انعام و احسان دربارهء شاهزادهء عاليشان بجاى آورد و امرا و صدور و وزرا و خواص آنحضرت را خلع فاخره پوشانيده نوازش‌ها كرد و ايضا ابو المنصور مظفر حسين گوركان جهت برادر بزرگتر و امراء خجسته سير جشنى خسروانه ترتيب نمود و لوازم كشيدن پيشكش مرعى داشته در تاكيد مبانى اتحاد افزود و امير مبارز الدين محمد روزافزون نيز بزمى در غايت عظمت مرتب ساخته ميرزا بديع الزمان را به منزل خويش برد و اسبان تازى راه‌وار و تحف و تبركات بسيار پيشكش كرده لوازم خدمتگارى بجاى آورد و برين قياس ساير امرا و اركان دولت مراسم اخلاص بتقديم رسانيدند و جواهر دولتخواهى و هوادارى بر طبق عرض نهاده شرايط نيازمندى ظاهر گردانيدند و چون امير شجاع الدين ذو النون دغدغه داشت كه مبادا حضرت پادشاهى محمد بابر ميرزا با پسرش محمد مقيم عذرى انديشيده او را رخصت ندهد و بعد از ضبط كابلستان روى به طرف قندهار و زمين داور نهد پس از ده پانزده روز كه در هراة بود اجازت طلبيده مشمول انعام و احسان بجانب ولايت خويش نهضت نمود و سلطان بديع الزمان ميرزا در آن ايام كه در هراة تشريف داشت صبيهء ميرزا الغ بيك بن ميرزا سلطان ابو سعيد را كه در حجر تربيت عمهء خويش پاينده سلطان بيگم بسر ميبرد بحبالهء نكاح درآورد و در روز عقد سادات و قضاة حاضر گشته قاضى اختيار الدين حسن بتلقين كلمات ايجاب و قبول اقدام فرمود و به اين بهانه چند روز مجلس سور و سرور تمهيد يافت و فروغ جام بادهء گلفام بر وجنات حال شاهزادگان عظام و امراء عاليمقام تافت و همدران اوقات خجسته‌صفات خواجه افضل الدين محمد كرمانى كه كمال اعتبار و اختيار او در پايهء سرير حضرت خاقانى سابقا مرقوم كلك بيان گشت روزىچند مريض بوده درگذشت و سلطان بديع الزمان ميرزا و مظفر حسين ميرزا با امرا و وزرا و سادات و مشايخ و علماء جنازهء آن خواجه عالىنژاد را مشايعة كردند و بگازرگاه برده در بقعهء كه جهة همين مصلحت ساخته بود به خاك سپردند و چون ايام تعزيت بنهايت انجاميد خاقان منصور بنابر اغواء امير مبارز الدين محمد ولى بيك بتحقيق جهات خواجه مرحوم فرمان فرمود و تمامى اولاد و اقربا و ملازمان و منتسبان آن جناب مواخذه گشته از آن ممر اموال موفور و نفايس غير محصور بحصول موصول شد و جواجه شهاب الدين اسحق كه با خواجه افضل نسبت قرابت سببى داشت و بيمن اهتمام او منصب صدارت يافته بود و خواجه جلال الدين محمد سمنانى كه ايضا بسبب تربيت آن جناب بر زيلوچهء وزارت نشسته سركار امير نظام الدين عليشير را ضبط مىنمود دربند بلا افتادند و چون آنچه داشتند فرود آوردند محصلان حسب الحكم ايشان را از قيد نجات دادند . ذكر نهضت بديع الزمان ميرزا بعزم رزم خان جمجاه و بيان مآل حال امير شجاع الدين خسرو شاه چون سلطان بديع الزمان ميرزا اكثر ايام زمستان در ملازمت خاقان عاليشان بسر