غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

281

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

ذكر نهضت حضرت پادشاهى از شهر كش بسبب وقوع بعضى از امور فاحش چون اخبار مذكور بر نهج منصور در اردوى پادشاه مؤيد منصور شيوع يافت نايره دغدغه و انديشه كانون درون بعضى از امراء فكرت‌پيشه را فروتافت محمد مزيد ترخان و جمعى از سمرقنديان كه متابع او بودند از موكب پادشاهى جدا شده ملازمت امير خسرو شاه اختيار نمودند و پادشاه وافر تهور در بحر تحير افتاده بخاطر اقبال مآثر رسيد چنان‌كه از راه قراتكين ولاى نزد النجه خان كه خال آنحضرت بود رود و از شهر كش كوچ كرد و روى توكل به راه آورده بر بعضى از حدود مملكت خسرو شاه عبور فرمود اما رفتن بطريق قراتكين تيسير پذيرفت و از بالاى كمرود طى مسافت نموده راه سره‌تاق پيش گرفت و چون نواحى نوانداك مضرب خيام پادشاه شرفناك گشت قاصد امير خسرو شاه بدر بارگاه عالمپناه رسيد و يك تقوز اسپ و يك تقوز قماش پيشكش آورد و از نوانداك آنسرور اهل اوراك در حركت آمده در روز وصول بدهانه كمرود شير على چهره فرار نمود و نزد امير ولى رفته نوكر شد و روز ديگر قوچ بيك نيز به طرف حصار گريخت و موكب پادشاهى بدرهء كمرو درآمد و بپاى توكل سر بالا قطع مسافت ميكرد و در راههاى تنك و كوههاى پر سنك اسپ و شتر بسيار از رفتار بازماند و سه روز از صبح تا شام بمشقت تمام برين منوال راه درنورديده روز چهارم بسره‌تاق رسيدند و كوتلى ديدند دامنش با قلهء الوند برابر و قله‌اش از قبهء سپهر بلندتر راه او بغايت تنك و پر سنك و پاى بريد و هم از انديشهء صعود بر آن لنك و آن كوه گردون شكوه باندوه انبوه مطوى شده نواحى فان محل نزول لشگر نصرت‌نشان گشت و ملك فان بواسطهء شقاوت ازلى از ملازمت آستان خلافت آشيان تخلف جست و با آنكه بوفور سخاوت اشتهار داشت بسبب همت پست زياده از يكسر اسب پيشكش نفرستاد و پادشاه جهانيان خان را بر دست راست گذاشته بصوب قلعه كشتو توجه نمود و از كشتو بكنار آب‌كوهك رفته نزول اجلال فرمود و از معبر بارى از آب‌كوهك گذشته يازييلاق مضرب خيام عساكر ظفر شعار گشت مقارن اينحال امير قنبر على ارسنكار و ابو القاسم كوه برد ابراهيم ترخان بعز بساطبوسى رسيدند و بنوازش بيكران خوشدل و شادمان گرديدند و علم ظفر شيم از يازييلاق بقلعه سفيدك شتافت و از آنجا عنان توسن همت بلند بصوب فتح بلده محفوظه سمرقند تافت ذكر خوابى كه پادشاه كامياب ديد و ازين جهة بديدن صورت فتح در آئينه اميد متفق گرديد از جمله اشارات غيبى و بشارات لاريبى كه هوشمندان آگاه بديده بصيرت ديده‌اند