غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
256
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
مدفون گردانيدند ع ايخاك چه دانى كه چه در بر دارى و حضرت خاقانى سه روز در تعزيت سراى مقرب حضرت سلطانى توقف كرده با ساير اصحاب آن مصيبت مشارك بود و مساهم و از مفارقت آن امير صايبتدبير صاحب حشمت غمناك بود و متالم آنگاه به ترتيب آش هفتم اشارت فرمود امراء تواچى و خوانسالاران آن مقدار طعام مرتب ساختند كه در شهرى بدين عظمت منزلى كه گنجايش كشيدن آن اطعمه داشته باشد نيافتند لا جرم حكم همايون نفاذ يافت كه سادات و مشايخ و علما و فضلا و شعرا و امرا و صدور و وزرا بلكه تمامى فرق برايا در روز هفتم از آن مصيبت عظمى در صحراى خوص ماهيان كه در شمال عيدگاه دار السلطنهء هراة است جمع آمدند و خاقان منصور در خيمهء دوازده پايهء همايون كه در آن منزل برافراخته بودند بر تخت نشسته مجلسى دست درهم داد كه در ازمنهء سابقه و قرون ماضيه هرگز چشم هيچ ديدهورى بر همچنان جمعيتى نيفتاده بود امراء تواچى سوار شده بلوازم چاوشى پرداخته تواچيان و خونسالاران آش آغاز كشيدن كردند و بعد از خوردن طعام حفاظ خوشالحان بقرائت آيات كلام معجز نظام اقدام نموده ختمات بجاى آوردند و خدام بارگاه شهريارى اصحاب سوگوارى را بسلب كسوف تعزيت مامور گردانيده لباسهاى فاخره پوشانيدند و آنحضرت اكثر آنجماعت را نزديك بپايهء سرير خلافت مصير طلبيده به زبان لطف و مرحمت نوازش نمود و بصبر و ثبات وصيت فرمود شعرا و فضلا تاريخ وفات آن امير بلاغت انتما را بعبارت مختلفه در سلك نظم كشيدند و در مرثيه آن ذات خجستهصفات قصايد و مقطعات منظوم گردانيدند از جمله امير صدر الدين سلطان ابراهيم امينى اين قطعه بر لوح بيان نگاشت كه قطعه مير دينپرور عليشير آنكه بود * عقل و رايش ملك و ملت را پناه در هدايت هادى راه هدى * در ولايت والى دين آله عاقبت زين تنگنا آمد بتنك * شد سوى فردوس با صد عز و جاه در جنان پرسيد از تاريخ فوت * گفت رضوانش ولايت انتباه و راقم حروف را در تاريخ آن مصيبت شامله اين قطعه بخاطر رسيده بود كه قطعه جناب امير هدايت پناهى * كه ظاهر از او گشت آثار رحمت شد از خارزار جهان سوى باغى * كه آنجا شگفته است گلزار رحمت و نازل شد انوار رحمت بروحش * بجو سال فوتش ز انوار رحمت و بنابر آنكه قلم دو زبان در بيان مكارم اخلاق و محاسن آداب و تفصيل اشعار و مؤلفات و تعداد و آثار و عمارات آن فرخندهصفات رسالهء عليحده مكارم الاخلاق نام در سلك تحرير كشيده است و آن نسخه درميان فرق انام اشتهار تمام دارد درين مقام در ذكر آن امور شروع ننموده و ابواب تبيين ساير وقايع زمان حضرت خاقان منصور برگشود گفتار در بيان آمدن ابو المحسن ميرزا بملازمت خاقان منصور و پيوستن بعضى از شاهزادگان بجوار مغفرت حضرت رحيم غفور