غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

247

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

ميرزا و فوجى از خواص امرا طريق مشاورت مسلوك داشته متوجه كنار آب اترك و ميان تراكمه آنسرحد گذشت در اثناء راه كپك ميرزا اردو بازار برادر را غارتيده به طرف خراسان عزيمت نمود و مانند شيرى خشم‌ناك بىترس و باك بحدود آن ولايت درآمده كيفيت حال بابو المحسن ميرزا اعلام فرمود چون اين اخبار بعرض خاقان جسم اقتدار رسيد نشان حكومت مشهد مقدسه را بنام محمد محسن ميرزا نويسانده نزد شاهزاده فرستاد و به زبان لطف و مرحمت پيغام داد كه هرچند تو حقوق ابوت را بعقوق مخالفت مبدل ساخته با ملازمان موكب نصرت‌نشان بمقام مقابله و مقاتله درآمدى ما بقلم شفقت اصلى و عطوفت جبلى رقم عفو بر جريدهء آن جريمه كشيديم و ايالت مشهد مقدسه و توابع و لواحق را بدان عزيز فرزند مفوض گردانيديم مىبايد كه از ارتكاب افعال سابقه نادم و پشيمان بوده من بعد لوازم خدمتكارى بتقديم رسانى و آن مملكت را بيمن معدلت و رعيت‌پرورى معمور و آبادان گردانى و بعد از آن‌كه پيغام خاقان منصور و منشور مذكور بمحمد محسن ميرزا رسيد مبتهج و مسرور گشته بمشهد مقدسه شتافت و قدم در وادى فرمان‌بردارى نهاده ديگر از وى امريكه موجب انغمام خاطر خاقان آفتاب احتشام باشد صدور نيافت و خاقان منصور پس از طى منازل و مراحل خطهء استرآباد را از يمن مقدم همايون غيرت‌افزاى گلستان ارم ذات العماد ساخت و ده پانزده روز جناح مرحمت بر مفارق متوطنان آن مملكت گسترده بلوازم رعيت‌پرورى پرداخت در آن اثنا قاصدى از دار السلطنه هرات از نزد امير مبارز الدينمحمد ولى بيك بپايهء سرير خلافت مصير رسيد و بعرض رسانيد كه بديع الزمان ميرزا با سپاهى بلا انتها بنواحى هرات تشريف آورده و دخان طغيان مرتفع گردانيد و اكنون در ظاهر آن بلده قبه خيمه و خرگاه باوج مهر و ماه برافراشته و باتفاق امير ذو النون ارغون همت تسخير مملكت خراسان گماشته خاقان منصور چون اين خبر شنود نشان حكومت استرآباد را مصحوب مولانا شمس الدين على شاه سندى منشى نزد محمد حسين ميرزا ارسال داشت و مكتوبى مبنى از نصايح سودمند و مواعظ دل‌پسند بنام شاه زاده روانه ساخت و بسرعت برق و باد علم مراجعت برافراشت بعد از وصول باسفراين زمام ايالت آن ولايت را بقبضهء اقتدار امير بدر الدين نهاد و كوچ بر كوچ بسبزوار شتافته حكومت آن بلده را با توابع و مصافات بمظفر حسين ميرزا داد و مولانا شمس الدين على پس از آن‌كه به خدمت محمد حسينميرزا رسيد و فرامين مطاعه را بشاه‌زاده نمود و لوازم تبليغ رسالت بتقديم رسانيد آن حضرت بار ديگر استراباد را مقر سلطنت ساخت و لشگر جرجان را جمع گردانيده رايت نخوت و عظمت برافراخت ذكر نهضت بديع الزمان ميرزا بعزم تسخير دار السلطنه هرات و رفتن بجانب مرغاب بعد از معاودت رايات ظفر آيات در آن اوقات كه خاقان وافر تهور ابو الغازى سلطان حسين بهادر جهت دفع محمد