غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
207
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
شريعت غرا مقارنه كرده بين الجانبين طريقهء محبت مرعى گشت و چون برحسب تقدير ايزد سبحانه و تعالى در دار ناپايدار فنا هرسورى را ماتمى در عقبست و هرسرورى را المى متعاقب هرنهارى را ليلى درپى و هربهارى آبستن بفصل دى همدران سال كه تاريخ هجرى بنهصد و دو رسيده بود شاهزاده جلالت انتما ابو الفوارس شاه غريب ميرزا كه به لطف طبع وحدت ذهن و وفور فراست و كياست از ساير اخوان امتياز داشت و همواره با افاضل شعرا و اعاظم فضلا مصاحبت نموده همت بر تربيت اين طايفه ميگماشت به علت فجاة درگذشت و بموجب كلمهء خجسته ( اولادنا اكبادنا ) رحلت شاهزاده موجب ملال خاقان ستودهخصال شده چنانچه معهود است لوازم سوگوارى و مراسم تعزيتدارى مرعى گشت گفتار در بيان سلوك بديع الزمان ميرزا در وادى عصيان و طغيان و ظهور آثار فتنه و فساد در اطراف بلاد خراسان چنانچه سابقا مذكور شد در آن اوان كه سلطان بديع الزمان ميرزا بموجب فرمان واجب الاذعان از دار الملك جرجان عنان عزيمت بصوب كنار آب آمويه انعطاف داد زمام ايالت آن مملكت را در قبضه اختيار ولد ارشد خود محمد مؤمن ميرزا نهاد و چنان طمع ميداشت كه خاقان منصور به همان دستور آن مملكت را بر آن نبيرهء سعادتمند مسلم دارد و انديشهء عزل او را پيرامن خاطر عاطر نگذارد اما بخلاف متصور آنحضرت در روزيكه ميرزا بديع الزمان را خلعت عنايت كرده بحكومت قبة الاسلام بلخ سرافراز گردانيد در همان مجلس ميرزا مظفر حسين را جهة تفويض ايالت دار الفتح استراباد جامه پوشانيد و بنابر آنكه بديع الزمان ميرزا در وقت محاصره قندز از مظفر حسين ميرزا رنجيده بود و عزل ولد ارشد را تصور نمينمود ازين معنى بغايت متغير گشت و با امرا و مخصوصان خود طريق مشورت مسلوك داشته از مقام اطاعت پدر بزرگوار درگذشت و بعد از آنكه خاقان منصور از بلخ بدار السلطنة هراة شتافت بديع الزمان ميرزا ايلچيان همعنان برق و باد بدار الفتح استرباد فرستاد و به محمد مؤمن ميرزا پيغام داد كه سپاه مملكت جرجان را فراهم آورده به ترتيب اسباب كارزار پردازد و چون مظفر حسين ميرزا بدان جانب شتابد امر حكومت را باز نگذارد و اگر ضرورت شود مقاتله او را پيش نهاد همت سازد و همچنين بديع الزمان ميرزا قاصدان سخندان نزد امير خسرو شاه و امير شجاع الدين ذو النون ارغون كه از خاقان منصور توهمى عظيم داشت ارسال نموده ايشان را از ما فى الضمير خويش آگاه ساخت و آن دو امير صايبتدبير نسبت بان پادشاه عاليجاه در مقام اخلاص آمده هريك بناء اطاعت و خدمتكارى طرح انداخت و حقيقت اين اخبار در دار السلطنهء هراة اشتهار يافته خاقان منصور در بحر اضطراب افتاده چند نوبت رسل و رسايل نزد بديع الزمان ميرزا روانه گردانيده شرايط