غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

167

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

هراة خراميدند و ملحوظ عين عنايت خاقان منصور گرديدند و امير محمد منصب امير الا - امرائى يافته در ديوان تواچى و مال مقدم بر جمع امراء عظام مهر زد و مقارن وقايع مذكوره ضمير آفتاب تأثير خاقان كشورگير مايل به آن شد كه خانم بيگم بنت ميرزا سلطان ابو سعيد را كه والده‌اش رقيه سلطان بيگم بنت ميرزا علاء الدوله بودر سلك ازدواج بديع الزمان ميرزا انتظام دهد بنابرآن به ترتيب اسباب طوى و بستن چهار طاق فرمانداد و خدام بارگاه سپهر احتشام بموجب فرموده عمل نموده رعايا و صناع باغ زاغان را به ساختن چهار طاق‌هاى رفعت‌نشان غيرت‌افزاى رياض رضوان گرديدند و هرصنف از اصناف محترمات تعبيهء مناسب حرفهء خود بظهور رسانيدند و در ساعتى كه اخترشناسان حكمت اقتباس باسطرلاب فكرت اختيار نمودند سادات و قضاة و علما در مجلس اشرف اعلى مجتمع گشته ع مه را بستاره عقد بستند آنگاه شاه و سران سپاه در غايت نشاط و كام‌رانى در بزم عيش و عشرت نشستند ساقيان حور اعذار ساغرهاى بادهء خوشگوار به گردش درآوردند و مغنيان خوش‌نوا از حسن ساز و آواز نشاط مىپرستان را زياده كردند و خوانسالاران از انواع اطعمهء لذيذه و اشربهء لطيفهء آنمقدار معد و مهيا ساختند كه رسم جوع از ميان فرق انام برافتاده و ايام جشن و سور و لهو و سرور يك ماه امتداد يافته بعد از آن خاقان عالىمكان روى توجه بسوى معظمات مهمات ملك و مال نهاد و در شهور سنهء 878 خواجه افضل الدين محمد كه از وزيرزادگان كرمان بود و در زمان سلطان سعيد بلوازم منصب استيفا قيام مىنمود ملحوظ عين عنايت عافيت خاقانى گشته بپوشيدن خلعت وزارت سرافراز شده باندك زمانى او را ترقى تمام دست داده باتفاق خواجه قوام الدين نظام الملك سخنان از بابت تصرف و تقصير خواجه مجد الدين محمد بعرض خاقان كشورگير رسانيد و آن كلمات ماثر افتاده خواجه مجد الدين محمد مواخذه گشت و امير بدر الدين به محصلى او مقرر شد و هم در آن ايام خاقان منصور بپرسش آنقضيه پرداخت و خواجه نظام الملك و خواجه افضل در پايه سرير سپهر مقدار بيكبار با خواجه مجد الدين محمد در مقام تقرير برآمده آغاز قيل و قال كردند پادشاه عدالت‌پناه فرمود كه طريقهء انصاف آنست كه يك‌يك با او سخن كنند و باتفاق تغلب نورزيد و خواجه مجد الدين محمد به اين عنايت مستهظر گشته برخواست و زانو زد بعضى از مقرران چون اين صورت مشاهده نمودند خاموشى گزيدند لا جرم در آنمجلس چيزى بر خواجه مجد الدين محمد ثابت نشد و فرمان خاقان منصور باطلاق او صدور يافته چنان مقرر گشت كه مبلغ شصت هزار دينار كپكى برسم شكرانه جواب گويد و بشركت امير محمد على اتكه پروانچى بوده در مهمات ديوانى مدخل نمايد و تا شهور سنهء 892 حال خواجه مجد الدين محمد بر اين منوال جريان داشت و بعد از آن نوبت ديگر تربيت يافته اعلام اقتدار و اختيار برافراشت چنانچه مرقوم قلم خجسته شيم خواهد گشت و مفصل اين مجمل بر زبان خامهء بديع البيان خواهد گذشت انشاء اللّه تعالى و تقدس