غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

137

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

مآبش چشمه حيوان عرق خجالت بر جبين آورد نظم لطيف و دلگشا آب‌وهوائى * مبارك منزلى فرخنده جائى درختان چون بتان قد بركشيده * ز يكديگر به خوبى سركشيده نهال سرو كز جنت خبر داشت * خط طوبى لهم بر هرورق كاشت كنگرهء عمارت دلپذيرش زبان طعن بر خورنق و سدير دراز كرد و قصور خالى قصورش از هفت گنبد سپهر مس ؟ ؟ ؟ تد برگوى تفوق برد بيت از عمارات اوست در تشوير * قبه نه سپهر و قصر سدير ( و الحمد للّه و الشكر للّه العلى الكبير و الصلاة و السلام على النبى البشير النذير ) ذكر وصول زمره از امرا و وزراء و صدور بسعادت ملازمت خاقان منصور و بيان سرانجام بعضى ديگر از امهات مهمات و عظايم امور هم در آن اوقات كه در دار السلطنه هراة بيمن جلوس همايون ع شد غيرت كارگاه گردون امير صاحب حشمت صائب تدبير مرجع و ملاذ اعاظم فضلاء روشن‌ضمير نظام الدولة و الدين امير عليشير از اردوى سلطان احمد ميرزا جدا گشته بملازمت حضرت اعلى رسيد و باصناف و الطاف و اعطاف سرفراز شده در سلك خواص بارگاه جهان‌پناه منتظم گرديد صورت حال بر سبيل اجمال آنكه آباء گرام و اجداد عظام آن امير آفتاب احتشام از قديم الايام در سلك مخصوصان دودمان ميرزا عمر شيخ بهادر بن امير تيمور گوركان انتظام داشتند و نقش منقبت كوكلتاشى بقلم اعتبار بر لوح خاطر اولو الابصار مىنگاشتند و آن جناب در ايام طفوليت و مبادى اوان صبى همواره در خدمت خاقان مظفرلوا بسر ميبرد و در وقتى كه آنحضرت با ميرزا ابو القاسم بابر مصاحبت مى - نمود امير عليشير نيز ملازمت آن پادشاه عاليجاه اختيار كرد و چون ميرزا بابر وفات يافت و خاقان منصور از مشهد مقدسه بمرو شتافت آن امير صافى ضمير همدران ولايت توقف نموده به تحصيل فضايل و كمالات مشغولى فرمود و در زمان دولت سلطان سعيد بدر السلطنه هراة رفته روزىچند در ملازمت آستان اقبال‌آشيان گذرانيد اما فراخور حال ترتيب و رعايت نيافت بنابران از خراسان بسمرقند رفته در خانقاه خواجه جلال الدين فضل اللّه ابو الليثى ساكن گشت و اكثر اوقات را بمطالعه مصروف داشته گاهى با امير درويش محمد ترخان و امير احمد حاجى كه صاحب اختيار سركار ماوراء النهر بود اختلاط مىنمود تا درين ايام كه ميرزا سلطان احمد بنابر توجه خاقان منصور بصوب خراسان از آب آمويه بگذشت امير عليشير نيز همراه اردو روان شد و بعد از تحقيق خبر واقعهء سلطان سعيد و استيلاء خاقان مظفرلوا بر بلدهء فاخرهء هراة از امير حاجى اجازت حاصل نموده روى بهراة آورد و غريب عيد فطر سعادت ملازمت خاقان صاحب تائيد دريافت و بعد امتداد روزگار مفارغت صورى ديده بديدار طلعت فايض الانوار خاقانى روشن ساخته التفات و عنايت بىنهايت شامل حالش شد و در روز عيد از نتايج طبع نقاد قصيده هلاليه كه هربيت از آن رشك لؤلؤ آبدار و غيرت