غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
124
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
سلطنت با گوهركان خيانت عقد ازدواج يافت و درى برج دولت با كوكب اوج سعادت اقتران نموده زمرهء از امراء مصطفى خان كه همراه پير بداق سلطان بودند پس از آنكه حال برين منوال ديدند از وى جدا گشته به خدمت خان شتافتند و كيفيت واقعه معروض گردانيدند بنابرآن ميانهء برادران مواد نزاع در هيجان آمده خاقان منصور به پير بداق سلطان پيوست و از جانبين مستعد ميدان قتال و جدال گشته چندين نوبت صورت ستيز و آويز چهره گشود و آخر الامر مصطفى خان در شهر وزير كه دار الملكش بود متحصن شده خاقان منصور باتفاق پير بداق سلطان آن بلده را محاصره فرمود و مدت چهل و يكروز سپاه دشمنسوز پيرامن شهر وزير مقام داشتند و هرروز از درون و بيرون ساحت مخاصمت و محاربت پيموده همت بر افنا و اعدام يكديگر مىگماشتند و در آن ايام بيست و پنج نوبت مقاتله اتفاق افتاد و از هرطرف طائفهء از اهل بسالت را انهدام بناء زندگانى دست داده عاقبت مصطفى خان صواب چنان دانست كه رسوم مذموم مخالفت را براندازد و از در مصالحه درآمده اساس موافقت مرتفع سازد و قاصدان نزد خاقان منصور فرستاده ما فى الضمير خويش پيغام كرد و آن حضرت ملتمس او را بعز اجابت مقرون گردانيده شرايط انسانيت بجاى آورد و قواعد و عهد پيمان بايمان تاكيد پذيرفته مصطفى خان شنقار خاصهء خود جهة خاقان منصور روانه فرمود و آن حضرت توپچاق بهبود نام را كه نظير آن بارگيرى در عرصه جهان بجولان درنيامده بود بمصطفى خان ارسال نمود و چون خاطر خطير پادشاه كشورگير از محاصرهء شهر وزير فراغت يافت بنابر استصواب آق صوفى بصوب آواق شتافت و بعد از آنكه روزىچند در آن منزل بنشاط و خرمى بگذرانيد در شهور سنه 865 بمسامع عليه رسيد كه سلطان سعيد از هراة جهة مخالفت ميرزا محمد جوكى لشگر بتركستان كشيده و به محاصرهء قلعه شاهرخيه اشتغال دارد بنابرآن خاقان منصور فرصت غنيمت شمرده و پاى مبارك در ركاب ظفر انتساب آورده با گروهى اندك و اميد بسيار بجانب استراباد نهضت كرد ميرزا سلطان محمود كه از قبل پدر حاكم آنولايت بود با جنود نامعدود بميدان قتال اقبال فرمود و حربى در غايت صعوبت اتفاق افتاده آفتاب فتح و نصرت از مطلع آمال خاقان منصور طلوع نمود و از امراء سلطان محمود ميرزا امير شيخ حاجى ولد امير حسن جاندار و امير اللّه بر وى و بعضى ديگر از سرداران كشته گشته شاهزاده عنان بوادى فرار انعطاف داد و خاقان منصور در اواسط ماه شعبان سال مذكور باستراباد درآمده بار ديگر قدم بر مسند سلطنت نهاد و خطه جرجان از فروغ طلعت آن خورشيد اوج كشورستانى غيرتافزاى بروج آسمانى گشت و خطبه كرة بعد اخرى باسم و لقب همايون مزين شده صيت اين فتح از ذروه منبر نه پايه گردون درگذشت و آن خسرو والانژاد در متنزهات ولايت استراباد بساط نشاط گسترده روزىچند در غايت فروح و انبساط اوقات خجسته ساعات بگذرانيد و بعد از آن ضبط آن مملكت را بعبد الرحمن ارغون باز گذاشته عنان بصوب دار السلطنه هراة منعطف گردانيد بيت سعادت همركاب و بخت همراه * طراز رايتش نصر من اللّه .