غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

103

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

اسباب كيميا مىگماشت و بشرف گذاردن حج السلام و طواف روضه مقدسه خير الانام عليه الصلاة و السلام مشرف و معزز گشته بود و در رجب سنه 869 در بلده فاخره هراة از عالم رحلت نمود چنانچه برادر خورد ترش كمال الدين عبد الرزاق در مطلع سعدين نوشته كلام افسوس از شريف دين از تاريخ سال وفاتش خبر داد و دفنش در مزار شيخ بهاء الدين عمر اتفاق افتاد مولانا معين الدين تونى از اكابر علماء زمان سلطان سعيد بمزيد علم و دانش امتياز تمام داشت و همواره اعلام افاده و نشر علوم دينيه مىافراشت و جمعى كثير از طلبه ملازمت درس آن جناب مىنمودند و از مآثر طبع شريفش محظوظ و بهرور مىبودند وفاتش در شهور سنهء واقع گشت و دفنش در مزار چهل‌گزى بوقوع پيوست . شيخ صدر الدين رواسى از خلفا شيخ زين الدين خوافى حاوى علوم ظاهرى و جامع فنون باطنى بود و در اوايل حال چندين سال در مدينه طيبه اوقات گذرانيد و در ولايت مصر و شام اربعينات برآورد و چون از عربستان مراجعت نمود در ولايت اسفراين كه منشاء و مولدش بود ساكن شد و بارشاد مشغول گشت و در زمان سلطان سعيد از اسفراين بدار السلطنه هراة خراميده رحل اقامت انداخت و آن پادشاه صاحب‌تائيد آن‌جناب را منظور نظر عاطفت و احسان ساخت وفاتش در عاشر ماه رمضان سنه احدى و سبعين و ثمانمائه اتفاق افتاد و سلطان سعيد مشايعة جنازه فرموده بر او نماز گذارد و پسرش شيخ قطب الدين محمد رضا را عزا رسانيد و شيخ قطب الدين والد مرحوم خود را بجوين برده در خانه قاهى كه ساخته او بود مدفون گردانيد . مولانا جلال الدين لطف الله از اصناف علوم بهرور بود و سالها در مملكت بخارا بلوازم منصب قضا قيام مىنمود وفاتش در بيستم ذيحجه سنه احدى و سبعين و ثمانمائه در دار السلطنه هراة اتفاق افتاد و اولاد عظامش شرف جهان مولانا جمال الدين عبد الرحيم صدر و جناب امارت‌مآب امير نظام الدين عبد الوهاب بمراسم تعزيت‌دارى اقدام فرمودند و سلطان سعيد بمجلس عزا تشريف برد و ايشان را پرسش نموده خلع فاخره پوشانيد و نعش مولانا لطف اللّه را از هراة ببخارا نقل كردند و در موضعى مناسب به خاك سپردند . شيخ كمال تربتى سرآمد ظرفا و خوش‌طبعان ولايات خراسان بود و از فن شعر و معما وقوفى تمام داشت و در اواخر اوقات حيات سفر حجاز اختيار كرده بگذراندن حج - السلام و طواف روضه منوره رسول عليه السلام فايز شد و چون از آن سفر مراجعت نمود و بقصبه تربت كه مولدش بود رسيد وفات يافت . سيد كمال كجكولى در شعر بمرتبه مهارت داشت كه بقول مشهور صد هزار بيت بر صحيفه روزگار نگاشت و او را قصيده‌ايست كه دوازده بيت مصنوع از ابيات آن استخراج