غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

102

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

بعد از واقعه سلطان سعيد باندك زمانى شربت ناخوشگوار هلاك چشيد ميرزا سلطان عمر در زمان شهادت پدر در ولايت سمرقند بود و چون چندگاه از آن قضيه درگذشت ميرزا سلطان احمد از حركات و سكنات برادر آثار مخالفت تفرس نموده باخراجش حكم فرمود و شاه‌زاده بميرزا ابا بكر پيوسته در محلى كه ميرزا ابا بكر در نواحى مرو از دست‌برد سپاه پادشاه عاليجاه سلطان حسين ميرزا شكست يافت ميرزا سلطان عمر بحدود نسا و ابيورد افتاد و در آن ولايت يكى از امرا او را گرفته بهراة فرستاد و سلطان حسين ميرزا شاه‌زاده را نخست در قلعه اختيار الدين محبوس كرده در رجب سنه 883 بقلعه تيره‌تو ارسال داشت ع ديگر خبرى ازو نيامد ذكر بعضى از اعاظم سادات و مشايخ و علما كه معاصر بودند با سلطان سعيد مغفرت‌انتما در زمان فرخنده نشان ميرزا سلطان ابو سعيد گوركان بسيارى از اين طايفه عاليشان در ولايات ماوراء النهر و خراسان توطن داشتند و اعلام دين‌دارى و رايات پرهيزكارى مىافراشتند و ذكر مجموع ايشان موجب تطويلست لا جرم بر بيان شمه از حال زمرهء از مشاهير اختصار كرده خواهد شد و من اللّه الاعانته و التوفيق مولانا فتح الله تبريزى در صنوف علوم محسوس و منقول ماهر بود و مدتى مديد در ملازمت سلطان سعيد بلوازم منصب صدارت قيام مىنمود با وجود اشتغال به آن شغل گاهى بمراسم درس و افاده مىپرداخت و طالب علمانرا از نتايج طبع نقاد خويش محظوظ و بهرور مىساخت و در سنهء سبع و ستين و ثمانمائه كه سلطان سعيد همت بر فتح شاهرخيه گماشته علم عزيمت بدانصوب افراشت مولانا فتح اللّه را به بستن خنچه ولايت هراةرود بازداشت و مولانا كما ينبغى آن مهم را فيصل داده بدار السلطنه هراة شتافت و در سيم ماه ربيع الآخر سنه مذكور وفات يافت . مولانا محمد جامى برادر افضل الانامى مولانا نور الدين عبد الرحمن جامى بود و نزد بعضى از علماء آن زمان در مطالعه از علوم بر آن جناب فايق مىنمود و مع ذلك در غايت تواضع و كسر نفس اوقات مىگذرانيد و گاهى بنظم اشعار آبدار مشغول مىگرديد وفاتش در سنهء اتفاق افتاد جناب افضل الانامى مرثيهء در غايت بلاغت در سلك نظم انتظام داده دو بيت از آن اينست نظم من بودم از جهان و گرامى برادرى * در سلك اهل فضل گرانمايه گوهرى ز انسان برادرى كه در اطوار علم و فضل * چون او نزاد مادر ايام ديگرى مولانا شريف الدين عبد القهار حاوى علوم معقول و مشروع و جامع اصول و فروع بود و در نظم اشعار از ساير بلغاء روزگار در ميدان تفوق قصب السبق مىربود و آن جناب در فن انشا و علم سياق نيز مهارت داشت و گاهى همت بر ترتيب اكسير و تنسيق