غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
82
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
بسلطنت آن ولايات فرستد تا ميان ايشان و مخالفان سدى باشد بنابر آن ارتق بوكا حكومت الوس جغتاى را بالغو تفويض نمود و الغو بحشمتى هرچه تمامتر بصوب مقصد روان شده چون نزديك ببيش باليغ رسيد ارغنه خاتون طوعا او كراها امر سلطنت را بوى بازگذاشت و الغو از الماليغ تا كنار جيحون بحيز تسخير درآورده باندك زمانى صد و پنجاه هزار سوار جرار جمع آورد و در آن ولا كه در اردوى ارتق بوكا بلاء قحط و غلا شيوع يافت ايلچيان نزد الغو فرستاده غله طلبيد و الغو اگرچه خيال مخالفت داشت اما بواسطه آنكه مردم او را بكفران نعمت منسوب نگردانند نخست محصلان تعيين فرمود كه همراه فرستادگان ارتق بوكا بولايات رفته اجناس بىقياس جمع آورند و باردوى او رسانند و بعد از سرانجام اموال و اطعمه فراوان الغو خان طالب بهانه شد كه دست تصرف بدان دراز كند در آن اثنا شنود كه يكى از ايلچيان ميگفته كه ما اين جهات را بفرمان ارتق بوكا از رعايا ستانيدهايم الغو به آن چكار دارد و الغو همين سخن را بهانه ساخته بحبس و قيد ايلچيان و قسمت اموال بلشگريان اقدام نمود و قاصدى نزد قبلاقاآن ارسال داشته به يرليغ و پايزه مخصوص گشت و چون ارتق بر كيفيت حادثه وقوف يافته از قراقرم به خيال قتال عازم تركستان شد و الغو نيز باتفاق انجل بن قراجارنويان كه امير الامرايش بود روى بميدان نبرد آورد و مقدمه سپاه ارتق بوكا را منهزم كرد اما بعد از آن ارتق بسروقتش رسيده غالب آمد و الغو بكاشغر گريخته در وقتى كه ارتق به طرف ختاى شتافت بارديگر بدار الملك خود بازگشت و ارغنه خاتون را در حبالهء نكاح كشيد و بنابر استصواب اوامر وزارت را بمسعود بيك بن محمود يلواج مفوض گردانيد در خلال اين احوال قيدو خان بامداد بركه خان مستظهر گشته علم مخالفت الغو مرتفع ساخت و دو نوبت بين الجانبين محاربه دست داده كرت اول الغو مغلوب شد اما در نوبت دوم ظفر يافت و بعد از آن واقعه بيكسال از دار جهان به مرض طبيعى انتقال نمود مدت سلطنتش چهار سال بود . ذكر مباركشاه بن قراهلاكو چون الغو رخت بعالم آخرت كشيد مباركشاه بسعى مادر خود ارغنه خاتون و بيمن اهتمام امير انجل فى سنهء اثنى و ستين و ستمائه موافق اودئيل پادشاه الوس جغتاى گرديد و مباركشاه پادشاهى مؤمن حليم كم آزار بود و همواره مغولان را از حيف و تعدى منع مينمود بنابر آن بعضى از آن طايفه طالب بهانه گشتند كه آن شاهزاده عادل را از ميان بردارند و همت بر متابعت ديگرى گمارند در آن اثنا براق اغلان بن بيسونتو ابن ميتوكان بن جغتاى خان منظور نظر عنايت قبلا قاآن گشته منشور سلطنت الوس جغتاى حاصل گردانيد و بدار الملك جد خود شتافت اما از وهم مباركشاه مجال اظهار آن حكم نيافت و روزى چند بتواضع و چاپلوسى گذرانيده در خفيه امراء مباركشاه را با خود متفق ساخت و در وقتى كه آن