غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

587

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

ملك سخنان در ميان آوردند و خاطر امير قرا يوسف مايل به آن بود كه يكى از ولايات آذربايجان را سيورغال ميرزا رستم گرداند تا از آن ممر يراق بهم رسانيده فتح شام را پيش نهاد همت سازد اما ميرزا رستم اينمعنى را قبول ننمود و بر توجه بجانب اصفهان اصرار فرمود بنابر آن امير قرا يوسف اشارت كرد تا فوجى از سپاه تراكمه در ملازمت ميرزا رستم باصفهان روند و آن جناب بدانجانب در حركت آمده در اثناء راه تراكمه بازگشتند و ميرزا رستم با خواصان خويش بحدود اصفهان شتافته خواجه احمد صاعدى موكب عالى را استقبال نمود و آن جناب به شهر درآمده مدت دو ماه بفراغبال گذرانيد چون خواجه احمد بخلاف راى صواب نمايش مهمات آنجائى را به فيصل ميرسانيد معروض تيغ سياست ميرزا رستم كرديد بنابر آن اعيان اصفهان نقش محبت شاه‌زاده را از لوح دل محو كردند و آن جناب مصلحت توقف نديد و بمرافقت ميرزا بايقرا عازم خراسان شد و در اواخر شهور سنه اربع عشر و ثمانمائه بسعادت دستبوس خاقان سعيد رسيد بعد از آن ميرزا اسكندر بر تمامى ممالك فارس و عراق عجم فرمانفرما گشته اصفهان را دار الملك گردانيد درين اثنا ميرزا خليل سلطان در مملكت رى دو سه روزى پهلو بر بستر ناتوانى نهاده بتاريخ شانزدهم ماه رجب سال مذكور رخت بقا بباد فنا داد و چون اينخبر بعرض خاقان سعيد رسيد محزون و متالم شد و هنوز جراحت آن مصيبت التيام نيافته بود كه والده ميرزا خليل خانزاده در مشهد مقدسهء رضويهء على راقدها تحف السلام و التحية برياض قدس انتقال فرمود و در جوار آن روضهء بهشت آثار مدفون گشت ع داغى نگشته نيك كه داغ دگر بسوخت . گفتار در بيان نهضت رايات آفتاب اشراق به طرف ممالك آذربايجان و عراق و رسيدن خبر مخالفت و ياغىگرى ملازمان جناب اسكندرى از آن زمان كه خسرو مغفرت پناه ميرزا معز الدين ميرانشاه در جنگ امير قرايوسف تركمان بسعادت شهادت رسيد حضرت خاقان سعيد پيوسته نقش انتقام مخالفان بر لوح خاطر و صحيفه ضمير منقش و مرتسم گردانيد اما از جهة حدوث وقايع عزيمت از حيز قول بفعل نمىآيد و در شهور سنه 819 كه خاطر عالىمآثر را از ممر ولايات ماورآء النهر و خراسان دغدغه نماند و خبر استيلاء امير قرا يوسف بر آذربايجان و اران و عراق عرب و توابع و لواحق مكرر بسمع همايون رسيد عزم توجه بدانجانب تصميم يافته تواچيان بهرام صولت جهة اجتماع لشگرهاء ممالك محروسه به اطراف و اقطار بلاد و امصار در حركت آمدند و سپاهى بعدد قطرات امطار همه تيغ‌زن و نيزه‌گذار جمع گشته ماهچه اعلام نصرت سلب