غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
48
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
ذكر اوكداى قاآن بن چنگيز خان اوكداى قاآن كه بصفات حميده و سمات پسنديده و محاسن كردار و احاسن اطوار و وفور عدل و احسان و شمول بذل و امتنان از ساير پادشاهان نافذ فرمان امتياز و استثنا داشت پسر سيم چنگيز خان بود و بعد از فوت پدر به دو سال در شهور سنهء ست و عشرين و ستمائه موافق اودئيل بر تخت جهانبانى نشسته در انتظام و مهام عالم و عالميان به قدر امكان اهتمام فرمود دين اسلام را بر ساير اديان مرجح داشت و همواره همت عالى نهمت برترفيه حال مسلمانان مىگماشت باران انعام و عطايش بمثابه بر مفارق فرق برايا باريد كه آوازهء آن باقصاى ديار مشرق و انتهاى بلاد مغرب رسيد و هرگز هيچ زاير از خوان احسانش بىحظى تمام بازنگشت و در جواب سئوال هيچ سايل كلمه لا و لم بر زبانش نگذشت رفتن جرماعون نوئين بجانب عراق و آذربايجان و شكست يافتن سلطان جلال الدين مينكبرنى و آبادانى بلدهء فاخرهء هرات و فوت توليخان بن چنگيز خان در ايام دولت آن قاآن كامران بوقوع پيوست و چون او چهارده سال بدولت و اقبال گذرانيد فى شهور سنهء تسع و ثلثين و ستمائه رخت سفر آخرت بربست و اوكداى قاآن را چهار خاتون معتبر و شصت قما بود و بخشندهء بىمنت هفت پسر بوى كرامت فرمود ، خاتون اولش بوراقچين نام داشت و زوجهء دوم توراكينا و سوم موكا خاتون و نام منكوحه چهارم معلوم نيست اما اسامى پسران اوكداى قاآن برين موجبست كيوك كوتان كوجوقراجار قاشى قدان ملك ما در قدان و ملك در سلك سرارى انتظام داشت و والدهء پنج پسر بزرگتر تو را كينا خاتون بود ( اللّه تعالى اعلم بالصواب و اليه المرجع و الماب ) . گفتار در بيان كيفيت جلوس اوكداى قاآن بر مسند خانى و ذكر بعضى از وقايع ايام سلطنت آن بانى مبانى جهانبانى راويان اخبار قاآنى و حاويان اسباب سخندانى آوردهاند كه چون مشيت جناب جلال سبحانى متعلق بان شد كه در اطراف عالم تفرقه و پريشانى بجمعيت و آبادانى تبديل يابد و نوبت ديگر آفتاب عدالت و احسان و نير عاطفت و امتنان بر وجنات احوال سالكان مسالك مسلمانى تابد چنگيز خان در وقت سكرات موت اوكداى قاآن را ولىعهد ساخته و بعد از آنكه شاهزادگان و امراء و نوئينان از لوازم تعزيتش بازپرداختند بىآنكه در مهم سلطنت سخنى گويند هريك علم عزيمت به طرف يورت خود پرداختند اما بعد از انقضاء دو سال در اوايل فصل بهار كه از فيض پروردگار سلطان گل پردهء زمردين از جمال برداشته بر اورنك فيروزه رنك قرار گرفت و فضاى باغ و بوستان و صحن و چمن و گلستان از رشحات