غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

49

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

صحاب نيسان صفت خضرت و نضارت پذيرفت و كلانتران الوس چنگيز خان از اطراف و جوانب مغولستان برسم قريلتاى متوجه اردو گشتند از طرف دشت قبچاق اولاد جوجى بانو و شيبان و حميان و تنقوت و بركه و بر كجارو از جانب شرق برادران چنگيز خان او تكين و بلكوتى و ايلجاى و از پيش باليع جغتاى خان و از اردوى خود قراجارنويان و اوكداى قاآن و تولى خان و ساير اولاد صغاير چنگيز خان خود در اردو بودند و بعد از اجتماع تمامى شاهزادگان و امراء و نوئينان و تقديم مراسم جشن و سور و لهو و سرور در باب وصاياء چنگيز خان و نشستن اوكداى بر مسند حكم و فرمان سخنان درميان آوردند و او را بر تكفل مهام سلطنت و تعهد امور مملكت ترغيب و تحريص كردند و اوكداى زبان اعتذار گشاده گفت لايق سرير پادشاهى برادر بزرگتر من جغتاى خانست و اعمال من نيز قابليت اين امر دارند و مدت چهل روز اين قيل و قال امتداد يافته در روز چهل و يكم كه خسرو خاورى بر مسند نيلوفرى برآمد مجموع شاهزادگان و خواتين و نوئينان نزد اوكداى قاآن بر زبان آوردند كه خلاف صوابديد چنگيز خان مقدور ما نيست ناچار ترا جناح مرحمت و اشفاق بر مفارق خلايق آفاق مبسوط مىبايد ساخت و اوكداى سر رضا جنبانيده چنانچه آئين مغولانست شاهزادگان كمرها از ميان بگشادند و جغتاى دست راست اوكداى و اوتكين دست چپش را گرفته به اختيار منجمان و قامان آن مظهر امن و امان را بر تخت خانى نشاندند و لوازم نياز و نثار بجاى آوردند زر و گوهرش بر سر افشاندند و تمامى شاهزادگان كامكار و امراء نامدار مصراع بيكبار نه بار زانو زدند ، آنگاه بنابر عادت آباء و اسلاف خويش از اردو بيرون رفته سه نوبت پيش آفتاب به زانو درآمدند و ببارگاه عالم پناه بازگشته ببسط بساط عيش و نشاط و تجرع موجبات فرح و انبساط قيام و اقدام نمودند و خدام آستان سلطنت آشيان بفرمان قاآن درهاى خزاين گشاده حاضران را بانعام نقود نامعدود و اجناس بىقياس مفتخر و سرافراز ساختند و چون پادشاه و امراء از امثال اين امور بازپرداختند راى ممالك آراى قاآنى متوجه تدارك اندك اختلالى كه حدوث يافته بود شده ، لشگرها به اطراف و جوانب ايران و توران ارسال داشت از آن جمله جوماغون نوئين با سه تومان از لشگر ظفر آئين جهة دفع سلطان جلال الدين علم نهضت بصوب عراق و آذربيجان برافراشت و از آن جنود هركس بهرطرف رفت مظفر و منصور با غنايم نامحصور مراجعت نموده در ماه ربيع الاول سنهء 627 اوكداى قاآن باتفاق جغتاى خان و تولى خان بجانب ختاى نهضت فرمود زيرا كه التان خان تا آن زمان در شهر يمك بر سرير سلطنت تمكين داشت و بقلم تدبير تسخير ساير ممالك موروث بر لوح خاطر مىنگاشت و اوكداى قاآن چون چند منزل قطع فرمود تولى خان را با دو تومان لشگر برسم منقلاى از راه تبت ارسال نمود و بنفس نفيس به راه راست روان شد و تولى خان نخست ببلدهء كه بر كنار رود خانهء قراسوران بود رسيده بعد از آنكه چهل روز آن شهر را محاصره كرد فتح ميسر گشت و سپاه مغول بتيغ خشم و كين جمعى كثير قتيل گردانيدند آنگاه تولى خان روى بيمك آورد التان خان صد هزار سوار جلادت