غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

452

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

تمامى سپاهى كه ملازم ركاب نصرت انتساب بودند بيكبار بر توقتمش خان حمله كرد و پاى قرار و ثبات خان از مشاهده حركت آن خديو رستم‌نشان از جاى رفته روى بوادى فرار آورد بيت رميدند آن وحشيان دلير * چو نخجير رو به زميدان شير دلا عجب بيت چو خورشيد رخشان برآرد علم * سپاه كواكب بريزد ز هم و شامت كفران نعمت پادشاه صاحب تائيد شامل حال توقتمش خان گشته مضمون ( وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ ) بتحقيق انجاميد و بسيارى از لشگريان دشت به تيغ بيدريغ كشته گشته فحواى ( سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ ) بر صحيفهء ادبار اوزبكان مثبت گرديد و صورت اين فتح كه طراز فتوحات سلاطين كامياب تواند بود در روز دوشنبه پانزدهم رجب سنهء ثلث و تسعين و سبعمائه روى نمود و صاحبقران مظفر لوا در معسكر اعدا بر سرير كامرانى نشسته شاهزادگان و امرا زبان باداء تهنيت و دعاى دوام فتح و نصرت گردان ساختند و به عايت انعام و عنايت آنحضرت مفتخر و سرافراز شده رايات مباهات برافراختند و حضرت صاحبقرانى مراسم محامد جناب جلال سبحانى بجاى آورد بشكرانهء آن موهبت درم و دينار بسيار ايثار كرد و از تمامى لشگر از هرده نفر هفت نفر برگزيده بتكاميشى دشمنان ارسال داشت و آن سپاه فيروز جنگ از عقب اعدا شتافته نزديك به آب آتل بديشان رسيدند و جمعى كثير از گريختگان به تيغ بيدريغ گذرانيدند اوزبكان را از پس شمشير آبدار آتشبار خرمن زندگانى ميسوخت و از پيش آب خونخوار شعلهء حيات فرو مىنشاند بيت سيل خشم و آتش قهرت چو زهر قاتل است * در ميان آب و آتش زندگانى مشكل است و توقتمش خان با اندك مردمى از آن گرداب بلا بساحل نجات رسيده تمامى عيال و اطفال و جهات و اموال ايشان بدست سپاه منصور افتاد و امير تيمور گوركان بنفس نفيس تا صحراى اور توبه شتافته و و بيست و شش روز علم اقامت افراخته داد عيش و كامرانى داد بيت ز بس عيش و نشاط و كامرانى * جهان را تازه شد روز جوانى . ذكر مراجعت صاحبقران سعادتمند بدار السلطنه سمرقند و بيان بعضى احوال على سبيل الاجمال چون مهم توقتمش خان و اوزبكان بر نهج دلخواه از هم گذشت و غنايم موفور و اموال نامحصور در معسكر نصرت آئين جمع گشت امير تيمور گوركان قرين اقبال و سعادت بجانب مستقر سرير خلافت معاودت فرمود و لشگر منصور در غايت بهجت و سرور كران تا كران دشت و بيابان فرو گرفته كامياب و كامران قطع مسافت ميكردند و منزل به منزل خرم و خوشدل راه پيموده لوازم نشاط و شادمانى بجاى مىآوردند و از جمله مواد عيش و عشرت كه سپاه ظفرپناه را در آن سفر ميسر گشته بود يكى خرگاه كوترمه است كه در وقت نزول و ارتحال آن را از هم نميگشانيد و بر گردونها بسته بهر طرف