غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

436

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

سپرده ملك قطب الدين را بسمرقند فرستاد و سادات و علماء اكابر آنولايت را بحصار فراه روان كرد و از طنطنه لشگر قيامت اثر تزلزل در بند رستم افتاده ويران گشت آنگاه صاحبقران ظفر پناه بولايت بست و گرمسير شتافته صدمت دولت آنحضرت پشت زندگانى تومان نكودرى و ممقتو و هركس را كه هوس سرورى و شرارت در سر داشت درهم شكست بيت ز فرمان دهانش تهى كرد جاى * سر سركشان كرد در زير پاى و اعلام ظفر شعار عازم قندهار گشته بعد از وصول عساكر ظفر آثار آنديار را نيز بغلبه و قهر در حيز تسخير كشيده سردار قندهار را نزد صاحبقران كامكار آوردند و حسب الحكم بر سر دار بردند و امير تيمور گوركان آنسال در قندهار قشلاق فرمود و تمام حدود آن را در حيز تسخير آورد و امير جاكو برلاس كه در مملكت قندر و بقلان و آنحدود حاكم بود فوت شد و صاحبقران و الا گهر آنخبر شنيده مناصب امير جاكو را بپسرش امير جهانشاه مسلم داشت دور اوايل فصل بهار كه سلطان كل قرين فضل پروردگار با كوكبه رياحين و ازهار بصوب انجمن چمن رايت نهضت برافراشت صاحبقران سعادتمند عزيمت سمرقند فردوس مانند فرمود امير سيف الدين برلاس را بحكومت قندهار نصب نمود و بر جناح استعجال روى بمستقر سرير دولت و اقبال نهاده در عرض چهارده روز آن مسافت دور و دراز را طى فرمود بيت صعود سوى يمين و فتوح سوى يسار * زمانه تابع و گردون غلام و دولت يار گفتار در ذكر ستيز امير ولى و گريز وى و بيان فتح ولايت جرجان و مملكت رى چنانچه سابقا مذكور گشت امير ولى وعده كرده بود كه بآستان امير تيمور گوركان شتابد تا تربيت يابد اما برين وعده وفا ننمود بنابر آن امير صاحبقران در سنهء ست و ثمانين و سبعمائه موافق سيچقان ئيل با سپاهى پيل‌تن و لشگرى صف شكن علم عزيمت بصوب استرآباد برافراخت و چون قرين سعادت و اقبال قبة الاسلام بلخ را محل نصب سرادقات جاه و جلال ساخت حاجى خواجه و ايلچيانى كه پيش ازين جهة خواستگارى مخدرهء از دودمان مظفرى بجانب شيراز رفته بودند بازآمدند و دختر سلطان اويس بن شاه شجاع را جهة شاه‌زاده پير محمد بن عمر شيخ ميرزا آوردند لاجرم بساط عيش و طرب انبساط يافته چند روز لوازم سور و سرور بتقديم رسيد و چون حاجى خواجه كه در آنسفر پاى از حد خود فراتر نهاده بود سر بباد داد آنگاه صاحبقران جمجاه از راه نساودورن در حركت آمده بعد از وصول به آن حدود جنود ظفر درود قراول امير ولى را منهزم ساختند و قلعه دورن را بجنگ گرفته بنياد حيات كوتوال آن حصار را برانداختند و رايات ظفرنشان از آنجا نيز در حركت آمده نواحى كبود جامه و شاسمان از يمن مقدم همايون غيرت افزاى هفت آسمان گشت و قراولان امير ولى قدم جلادت پيش نهاده مدت نوزده روز ميان ايشان و