غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

437

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

و منغلاى سپاه دشمن سوز آتش حرب افروخته بود روز بيستم امير ولى با سپاهى بعدد انجم پيش آمده به قدر مقدور كشش و كوشش نمود اما مغلوب و منهزم بازگرديد و نوبت ديگر جسارت كرده شبيخون آورد و بدست جرات چوبها و سيخهائى را كه سپاه صاحبقران جهانگشا در گرد معسكر استوار ساخته بودند درهم شكست و بميان خيام درآمد و سپاه كواكب احتشام دست بانداختن تير و راندن تيغ برآورده بسيارى از جرجانيان كشته گشتند و امير ولى كرت ديگر عنان يكران بصوب گريز انعطاف داد و بعضى از اتباع او در جرها و چاههائى كه جهة سقوط جنود منصور كنده بودند افتادند و از امراء وافر تهورا يكوتمور خدايداد بهادر و غيرهما امير ولى را تكاميشى كردند و او دل از ملك و مال برگرفته كوچ و متعلقان خود را در گرد كوه دامغان گذاشت و خود بمملكت رى درآمد و چون دليرانى كه از عقب او ميشتافتند برى رسيدند او به طرف رستمدار گريخت و بحمايت جنگل و تشابك اشجار از چنگ شيران پيشه پيكار نجات يافت و حضرت صاحبقران ايالت ولايت جرجان را بولد طغاتمور خان لقمان پادشاه ارزانى داشته در شوال سال مذكور با بعضى از عساكر منصور علم عزيمت بصوب رى برافراشت و آن زمستان در آن مملكت بپايان رسانيده در اوايل فصل بهار كه نسيم تيز رفتار بهوادارى خسرو ثوابت و سيار قلعهء غنجه را بىاستعمال پيكان خار و دست برد سرپنجهء خيار مفتوح گردانيد بجانب سلطانيه نهضت نمود و حال آنكه چنانچه در ضمن وقايع سلطان احمد جلاير سبق ذكر يافت در آن وقت پسرش آقبوقا با بعضى از امرا در آن قلعه بود چون امراء سلطان احمد از قرب وصول آنحضرت واقف شدند بىشايبهء اهمال آقبوقا را بر - گرفته روى بصوب بغداد آوردند و عمر عباس كه قراول سپاه گردون اساس بود با شصت نفر از دليران جوشن پوش پيشتر بسلطانيه رسيده قلعه را مضبوط گردانيد و مقارن فتح صاحبقران ظفر عطيه بسلطانيه در شهور سبع و ثمانين و سبعمائه درآمده ايلچى همعنان برق و باد بشيراز فرستاد تا عادل آغا را كه شمهء از احوال او در جزو اول ازين مجلد مذكور شد بپايهء سرير گردون مصير رساند و عادل آغا اطاعت فرمان واجب الاذعان كرده ايالت سلطانيه تعلق بوى گرفت و امير محمد سلطان شاه جهة كومك و امداد او تعيين پذيرفت آنگاه رايت ظفر پناه به راه رستمدار بازگشته حكام آنجا مصحوب امير ولى روى بوادى گريز نهادند و آنحضرت بمازندران درآمد ولات ولايت آمل و سارى سيد رضى الدين و سيد كمال الدين باظهار اطاعت و انقياد مبادرت نمودند و صاحبقران فلك احتشام باعزاز و احترام سادات عظام قيام و اقدام فرموده بدار السلطنهء سمرقند خراميد و تابستان آنجا گذرانيد در زمستان جهة قشلاق عازم زنجير سراى كردند . ذكر يورش سه سالهء صاحبقران على الاطلاق و بيان فتح قلاع و بلاد آذربايجان و عراق در آن زمستان كه زنجير سراى بيمن مقدم صاحبقران كشورگشاى غيرت افزاى