غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

428

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

عاجز ساخته هريك را بممات خانه مىرساند بيدق‌ماه بر طبق دلخواه بندگان آن درگاه سير ميكرد و چرخ پيل رنگ لوازم اطاعت فرمان ملازمان آن آستان بجاى مىآورد درخت بخت آن زيبندهء تاج و تخت بميوهء مرادى ديگر بارور گرديد و در چمن زندگانى آن دوحهء رياض كامرانى كلى از نو شگفتيد بيت چو بختش باقبال منشور داد * سپهرش يكى نامور پورداد يعنى طليعه طلعت همايون خسرو عاليمكان معين السلطنه و الدنيا و الدين شاه‌رخ سلطان بتاريخ روز پنجشنبه چهاردهم ربيع الاخر سنه تسع و سبعين و سبعمائه از افق ولادت طلوع نمود و ديدهء اقبال صاحبقران ستوده خصال را از ديدن آن قرة العين پادشاهى روشنى در افزود وصيت اين بشارت در طاس نگون گردون پيچيده به گوش هوش معتكفان عالم بالا رسيد و آوازهء سعادت اين ولادت در اطراف ربع مسكون شايع گشته جان جهانيان را مسرور گردانيد بيت ز نور طلعت آن درى سپهر كرم * چو بوستان ارم شد رياض جان خرم و همدرين سال كوكب اقبال توقتمش خان باوج كمال رسيده بفرمان حضرت صاحبقران آفاق از سغناق لشكر بدشت قبچاق كشيد و بر تمور ملك خان ظفر يافته در الوس جوجى خان پادشاهى نافذ فرمان گرديد و همدرين سال امير سيف الدين از سفر حجاز بازآمده بتقبيل عتبه كعبه مثال و استلام سدهء دولت و اقبال سرافراز شد و از اوضاع و احوال ملوك ايران آنچه معلوم كرده بود عرض نمود و همدرين سال صاحبقران بيهمال مهد عليا تومان آغا بنت امير موسى را در حباله نكاج كشيد و در جانب غربى سمرقند باغ بهشت را جهة او معمور گردانيد . ذكر مخالفت و عصيان يوسف صوفى قنقرات و درآمدن خوارزم بتحت تصرف صاحبقران خجسته صفات در آن زمستان كه صاحبقران گيتى ستان بتركستان رفته در مقابله سپاه اروس خان نشسته بود يوسف صوفى لشگرى ببخارا فرستاده آن ناحيه را تاخت نمود امير تيمور گوركان جهة بازخواست اينحركت ايلچى خوارزم ارسال داشت يوسف صوفى قاصد را بند كرد و آنحضرت نامهء عتاب‌آميز نوشته مصحوب پيكى بدانصوب روانه ساخت و آن بيچاره نيز مقيد شد بنابر آن صاحبقران كامران در شوال سال هفتصد و هشتاد موافق اول قوىئيل با سپاهى در شجاعت بىعديل روى توجه بخوارزم نهاد و بعد از وصول به ظاهر دار الملك يوسف صوفى لشگر قيامت اثر از افغان كور كه و سورن گوش گردون كر ساختند و نفير كرناى كشيده از اطراف و جوانب جنگ درانداختند و مردم خوارزم نيز مستعد رزم گشته هرروز از صبح تا شام در مدافعت جنود ظفر انجام ميكوشيدند و هرلحظه طايفهء از بيرون و اندرون جام تلخ مذاق مرك مينوشيدند و در آن اثنا يوسف صوفى نامهء نزد امير تيمور گوركان فرستاد