غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

407

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

گوركان باستقبال روانشد و در حدود بقلان ميان ايشان اتفاق ملاقات افتاده در تنظيم امور ملك و ملت با يكديگر سخنان گفتند و از وفور تهور سربداران سمرقند انديشه‌مند - گشته جهة مصلحت وقت خلع و هدايا بديشان فرستادند چنان مقرر كردند كه در آن زمستان امير حسين در سالى سراى بسر برد و امير صاحبقران در كش و نخشب قشلاق فرمايد و در وقت نزول جمشيد خورشيد در بيت الشرف از دو طرف بسمرقند روند آنگاه صاحبقران عاليجاه عزم نخشب نموده در آن زمستان پرتو اهتمام بر عمارت حصار قرشى انداخت و چون آن خلع و تحف بسمرقند رسيد سربداران شادمان شده مولانازاده نبركات و تنتسوقات جهة صاحب قران حميده صفات به طرف قرشى روان ساخت گفتار در بيان رفتن امرا بسمرقند و كشته شدن سربداران و ذكر وقوع مخالفت ميان امير حسين و حضرت صاحبقران در اوائل فصل فروردين كه فراش ناميه جهة نزول سلطان گل در فضاى باغ و بستان بساط زمردين مبسوط گردانيد و از اقتضاى هواى راحت افزاى اردى بهشتى اختلاف در الوان و روايح ازهار و رياحين ظاهر و هويدا گرديد امير حسين و امير تيمور بر مركب شجاعت و تهور سوار گشته هريك از منزل قشلاق روى توجه بسمرقند نهادند و بعد از نزول در كان كل و اجتماع سربداران رخت هستى ايشان را بباد فنا دادند مگر مولانازاده سمرقندى كه بنابر التفات خاطر صاحبقران ستوده مآثر از آن مهلكه نجات يافت و ديگر پيرامن فضولى نگشته بكاشانه انزوا و انقطاع شتافت و چون مشيت ايزد متعال مقتضى آن بود كه امر سلطنت و جهانبانى من حيث الاستقلال تعلق بامير تيمور گوركان گيرد و آفتاب اقبال امير حسين بسرحد زوال رسيده محبت و مودتش در قلوب خاص و عام سمت نقصان پذيرد در خلال اين احوال بخل و خست كه بدترين صفات خيمه اصحاب رياست است بر مزاج او غلبه كرد همگى همت و جملگى نهمت روى توجه بجمع اموال و اندوختن ذخاير آورد بر امراء عظام و مخصوصان صاحبقران كردون غلام مبلغ كلى تحميل نمود و محصلان بهرام صولت جهة تحصيل آن اموال تعيين فرمود و چون بسبب اتلاف يراق و اموال در جنگ لاى دست امرا به چيزى نميرسيد از اداء آنچه امير حسين طمع داشت عاجز آمدند و امير تيمور دست دريا نوال گشاده امير جاكو برلاس و امير سيف الدين و آقبوقا بهادر و ايلچى بهادر و ديگر مقربان خود را امداد و اعانت كرد و در برابر زرى كه محصلان ميطلبيدند اجناسى كه دست مكنت آنحضرت به آن ميرسيد بر طبق عرض نهاد از آن جمله باره و گوشوارهء حرم خاص خود اولجاى تركان آغا را كه خواهر امير حسين بود پيش برد و امير حسين با وجود آنكه دانست كه آن اشيا از خواهر اوست بستاند و معذلك سه هزار دينار از وجه رقم باقى ماند امير تيمور اسبان خويش در عوض آن مبلغ پيش كشيد