غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
367
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
بستند و سربدارى كه بموجب تعيين حسن دامغانى حاكم استرآباد بود باغرور بسيار و پانصد سوار تيغگذار بر سر امير ولى راند و امير ولى پاى ثبات فشرده بر سربداران ظفر يافت و اكثر ايشان را بشمشير تيز بگذرانيد و لشگريان امير ولى از اسب و سلاح و آنچه محتاج اليه بود بىنياز گشتند و انهزام و انعدام سربداريهء در آن ديار اشتهار يافته اتباع خاندان طغا تيمور خان كه در زوايا مخفى بودند در ظل رايت امير ولى جمع آمدند و ابو بكر شاسمانى كه از قبل حسن دامغانى در شاسمان حكومت مينمود با دو هزار سوار و پياده سربدار بجنگ امير ولى رفته و از معركه گريخته بسبزوار شتافت و پهلوان حسن پنجهزار مرد شمشير زن بوى داده نوبت ديگر ابو بكر متوجه استر آباد گشت و چون در سلطان دوين فرود آمد امير ولى با طايفهء از شيران بيشهء يكدلى از جنگل جرجان بيرون شتافته در برابر ابو بكر صف قتال بياراست و بحسب تقدير خوفى در دل سربداران افتاده مردم امير ولى بيكبار فرياد برآوردند كه تاتقاشتى يعنى تازيك بگريخت و سربداريه روى بگريز آورده ابو بكر شاسمانى خود را بر آب گرگان زد اما بيرون نتوانست رفت و مردم امير ولى از عقب رسيده سرش از تن جدا كردند و خلقى كثير از سبزوار كشته گشته بقيه السيف راه خراسان پيش گرفتند و امير ولى در استرآباد قوى حال شده بتدريج بسطام و دامغان و سمنان و فيروز كوه را نيز بتحت تصرف درآورد و تا زمان رسيدن حضرت صاحبقران امير تيمور گوركان در آن بلده حكومت ميكرد . گفتار در ذكر ملوك كرت و بيان شمه از حال اجداد آن حكام عالىنژاد . بروايت بعضى از مورخان نسب آن ملوك نافذ فرمان بسلطان سجر بن ملكشاه - سلجوقى مىپيوندد و مؤيد اين مقال در آنكه مثنوى ربيعى پسر قاضى فوشنجى در مدح ملك فخر الدين گفته كه بيت قاعدهء دودهء سنجر توئى * واسطه ملك سكندر توئى دوده سنجر ز تو خواهد نويد * ملك سكندر به تو دارد اميد و مولانا صدر الشريعة در وصف ملك معز الدين حسين كرت گويد كه شعر ابو الفتح سلطان السلاطين كلهم * به نال فخرا آل كرت بن سنجر و ملك شمس الدين محمد كه نخستين ملوك كرت است دخترزاده ملك ركن الدين بود نسب و ملك ركن الدين بعز الدين عمر مرغنى مىپيوست و عز الدين عمر از بنى اعمام سلطان - غياث الدين محمد سام است كه ذكر سلطنت او در مجلد ثانى گذشت و او بمكارم اخلاق و محاسن آداب اتصاف داشت و در ايام دولت سلطان غياث الدين اكثر اوقات در دار السلطنة هراة علم ايالت مىافراشت در اوان دولت مساجد و مدارس و خوانق و رباطات بنا نهاد و بدست دريا عطا ابواب لطف و مرحمت بر روى روزگار علما و فضلا گشاد و از جملهء اهل