غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

360

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

ذكر توجه امير وجيه الدين مسعود بعزم تسخير هراة و گرفتار شدن شيخ حسن به معظم‌ترين آفات و بليات چون مجارى امور امير مسعود و شيخ حسن جورى در سبزوار و نيشابور انتظام يافت تسخير تمامت مملكت خراسان در نظر همتشان سهل و آسان نموده و ده هزار مرد شمشيرزن هريكى كوه شكوه و تهمتن فراهم آورده بجانب دار السلطنهء هراة كه در آن زمان مستقر ايالت ملك معز الدين حسين كرت بود نهضت كردند و ملك حسين سپاهى خونخوار از غور و ساخر و خنسار مجتمع ساخته باستقبال مخالفان در حركت آمد و درد و فرسخى زاوه تلاقى فريقين اتفاق افتاد و صداى نفير و كرناى و خروش كوس رعد آواى گوش گردون را كر ساخت و آواز غريو و شيون و افغان دليران صف شكن زلزله در زمين و زمان انداخت نظم چنان شد بانك كوس و نعرهء جوش * كه گردون پنبه محكم كرد در گوش غبار خاك زير پاى باره * شده چو سرمه در چشم ستاره بهادران تيز چنگ بىلبث و درنك درهم آويختند و به زخم سهام و ضرب حسام خاك راه با خون برآميختند نظم زمين از خون مردم موج زن گشت * سپرها خشت و جوشنها كفن گشت - تن از اسب و سر از تن سرنگون شد * زمين دريا فلك صحراى خون شد ، در ابتداء حال سربداران غالب آمده بسيارى از مرويان كشته و خسته گشتند و ملك حسين با اندك مردمى بر سر پشته رانده و تدبيرى انديشيده اشارت فرمود تا علمها برپاى كردند و نقارها فرو كوفتند بعضى از گريختگان چون آن صدا شنيدند و رايات را برپاى ديدند روى بملك آوردند و سيصد كس جمع آمده امير مسعود و شيخ حسن بر آن جماعت حمله كردند در آن اثنا شخصى از سربداران بفرمودهء امير مسعود يا بعشق خود زخمى بر شيخ حسن زده او را هلاك ساخت و شيخ حسن امير مسعود را گفته بود كه اگر من كشته شوم زنهار در معركه توقف ننمائى و بجانب سبزوار توجه فرمائى بنابر آن امير مسعود فرمود كه جسد شيخ حسن را برگرفتند و عنان بجانب سبزوار توجه فرنائى بنابرآن امير مسعود فرمود كه جسد شيخ حسن را برگرفتند و عنان بجانب دار الملك خويش معطوف ساخت و ملك معز - الدين حسين بعد از آنكه مغلوب شده بود لواء فتح و ظفر برافراشت و دشمنان را تعاقب نموده طايفهء از ايشان را بتيغ بيدريغ بگذرانيد و زمرهء را اسير گردانيد يكى از شعرا در آن باب گويد رباعى گر خسرو كرت بر دليران نزدى * و ز تيغ يلى گردن شيران نزدى از بيم سنان سربداران تا حشر * يك ترك دگر خيمه بايران نزدى . ذكر محاربه امير شيخ على كاون با امير مسعود سربدار و كشته شدن شيخ على در معركه پيكار و انجام روزگار امير مسعود در ولايت رستمدار چون خبر استيلاء سربداران كرت اخرى در ولايت مازندران به گوش طغا تيمور خان رسيد لشگرى ترتيب داده برادر خود شيخ على كاون را بدفع امير مسعود نامزد گردانيد و