غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
301
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
مقبلى بشرف ملازمت مىرسيد و بهر كامى كامى مشاهده مىگرديد و چون امير سيورغتمش و اعيان هزاره جرمان و اوغان از توجه پادشاهى گيتىستان آگاه شدند در قلاء سپهر ارتفاع و قلل جبال آسمان مثال تحصن جستند و عصاكر منصوره در گرد آن منازل حصن حصين نشسته دليران جرما و اوغان بهنگام مجال پاى در ميدان جدال مىنهادند و متانت و حصانت آن مواضع اذلال آن زمرهء ضلال آشيان آسان تيسير نمىپذيرفت و زمان محاصره سمت امتداد گرفته اوغانيان از شاه محمود استمداد نمودند و او شاه يحيى را بمعاونت نامزد كرده چون خدمتش بحدود گرمسير رسيد مكتوبى نزد عم بزرگتر فرستاد و اظهار اطاعت فرمود بر طبق دلخواه جواب يافت و ترك امداد اوغانيان كرده بدار العباد يزد شتافت مقارن آن حال عارضهء درد پاى بر شاه شجاع مستولى شده يكدو كوچ پس نشست و دشمنان دلير كشته پيش آمدند در آن اثنا جمعى از مسافران علمى بر سبيل تحفه از مدينه طيبه ببارگاه پادشاه آوردند و آن جناب دست اعتصام بذيل آن رايت متبركه دراز كرده عنان مراجعت انعطاف داد و ايلغار فرموده بر سر اوغانيان رسيد چنانچه مجال فرار بذروه جبال نيافتند و ناچار حلقه اطاعت در گوش كشيده امير سيورغتمش با ساير روساء آنطايفه بملازمت مبادرت نمود و شاه شجاع مظفر و منصور مراجعت فرمود و مقارن آنحال شاه يحيى رسل و رسائل بكرمان فرستاده دختر بزرگ پادشاه پادشاه سلطان را خواستگارى كرد و شاه شجاع ملتمس برادرزاده را مبذول داشته حجلهنشين تتق عصمت و جلال را با تجملات پادشاهانه بجانب يزد روان فرمود و بعد از وقوع اين امور استقامت تمام در مهام خسرو سپهر احتشام پيدا شده فوج فوج از لشگريان شيراز روى اميد بدرگاه عالمپناه آوردند و در مدت اندك لشگر بسيار در ظل رايت نصرت شعار جمع آمد و در آن اثناء اصول و اعيان فارس از تحكمات تبريزيان بجان آمدند و كلو حسين را جهت استدعا لواء كشورگشا بكرمان فرستادند و شاه شجاع بعد از ملاقات با كلو حسين بديدن پيكر فتح و ظفر اميدوار گشته بجانب شيراز در اهتزاز آمد و چون موضع چهار گنبد از فر نزول همايون غيرتافزاى هفت گنبد گردون شد شاه منصور بن شاه مظفر از يزد رسيده بموكب عالى پيوست و خبر توجه لشگر نصرت اثر در شيراز شايع گشته شاه محمود باجنود نامعدو باستقبال برادر توجه فرمود و شاه شجاع از قرب وصول شيرازيان وقوف يافته از راه ديگر عنان به طرف مقصد تافت و شاه محمود اين معنى را دانسته او نيز روى سوى شيراز آورد شاه محمود در ظاهر شهر و شاه شجاع در سر پل فسا منزل گزيد بيت برابر نشسته دو گيتى فروز * چنين تا برآمد برين چند روز آنگاه آن دو پادشاه گيتى پناه بلكه دو شير كينهخواه بعزم رزم برخاسته صف قتال بياراستند و بباد حمله ابطان رجال در حال آتش حرب و نائرهء طعن و ضرب زبانه زدن گرفت و از هيجان غبار معركه پيكار آئينهء نورانى خورشيد فايض الانوار صفت تيرگى پذيرفت و شاه محمود شكست يافته عنان بجانب شهر تافت و شاه شجاع بنصرت و ظفر مخصوص شده در نزديكى شيراز فرود آمد و همدران سه چهار روز بعضى از اعيان فارس نهانى قاصدى به آستان اقبال آشيان