غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

258

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

خلكان در سنه ثمان و ستمائه تولد نمود و در موصل تحصيل علم كرده بمصر شتافت و چندگاه در آن مملكت ساكن شده بعد از آن بقضاء بلاد شام منصوب گشت و مدت ده سال به آن امر اشتغال فرموده در فيصل قضايا شرايط ديانت و امانت بتقديم رسانيد و چون سلطان رقم عزل بر صحيفهء حالش كشيده در مدرسهء امينيه و نجيبيه بدرس و افاده ميپرداخت تا در سنهء احدى و ثمانين ستمائه عالم آخرت را منزل ساخت و از جمله مصنفات ابن خلكان كتاب وفيات الاعيان است و آن بهتر كتبى است كه متقدمين در فن تاريخ تصنيف نموده‌اند و از جملهء مشايخ آنزمان يكى شيخ ابو اسحق ابراهيم بن معصيار الجعبرى است و شيخ ابو اسحق بزعم امام يافعى صاحب كرامات بود و در سنه 687 در مصر از عالم انتقال نمود و در ماه ربيع الاول همين سال شيخ ياسين المغربى وفات يافت و شيخ ياسين در سلك اكابر مشايخ انتظام داشت و بواسطهء آنكه احوال خود را در پردهء خفا مستور ميگردانيد بامر حجامت اشتغال مينمود و شيخ محى الدين امام نووى را نسبت بشيخ ياسين ارادت تمام بود و پيوسته به زيارت او رفته طريق تلمذ مسلوك ميداشت عمر شيخ ياسين قريب بهشتاد سال بود و همدرين سال ابن النفيس العلامه علاء الدين على بن ابى الحزم القرشى الدمشقى كه در ديار مصر بلكه در ساير امصار مثل او طبيبى نبود از عالم رحلت نمود و از تصانيف آن جناب موجز مشهور است و بسيارى از اكابر علماء آن كتاب را شرح نوشته‌اند و ديگرى از افاضل زمان سيف الدين قلادون ابن البخارى المحدث است و ابن البخارى در سنه 595 تولد نموده بود و در بغداد تحصيل فرموده و از مشايخ آن بلده اجازت روايت حديث يافته و او بصفت صلاح و ديانت و تقوى امانت موصوف بود و در صالحيهء دمشق فى سنه تسعين و ستمائه بجهان جاودان نقل نموده سبب شهرتش به اين بخارى آنكه پدرش چند گاهى در بخارا بسر برده بود و همدرين سال شيخ عفيف الدين سليمان بن على قلمسانى از عالم فانى به منزل باقى انتقال فرمود و آن جناب منازل السايرين را كه مؤلف مقرب حضرت بارى خواجه عبد اللّه انصارى است شرحى نيكو نوشته است و ديوان اشعارش نيز در غايت سلاست و عذوبت واقع شده و آنكه بعضى از فقهاء شيخ عفيف الدين را بذندقه و الحاد نسبت مينمودند ظاهرا بنابر كمال حسد بوده و اللّه اعلم . ذكر ملك اشرف صلاح الدين خليل بن ملك منصور سيف الدين قلاوون بعد از فوت ملك منصور جمهور اشرف مصر ولدار شدش ملك اشرف را در ذيقعدهء سنه 689 بر تخت سلطنت نشاندند و او پادشاهى صائب راى گيتى آراى بود و چون افسر جهانبانى بر سر نهاد امر وزارت را بشمس الدين سلقوس تفويض نمود و منصب سردارى سپاه را ببدر الدين زيبا متعلق گردانيده روى باستخلاص طرابلس كه بار ديگر به تصرف كفار فرنگ درآمده بود آورد و پس از وصول به ظاهر آنحصار در امر محاصره و پيكار غايت