غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
254
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
بمصر رسيد بموجب صوابديد بندقدار قايممقام المستنصر باللّه گشت و بعد از آنكه چهل سال و چند ماه اسم خلافت بر وى اطلاق كردند درگذشت و در سنهء ثلث و ستين و ستمائه ملك ظاهر بعمارت مسجد رسول صلى اللّه عليه و سلم كه روى بويرانى آورده بود امر نمود و در عرض چهار سال آن بقعه منير بكمال معمورى رسيد و در سنه 666 ملك ظاهر قلعه اكراد و و اعمال طرابلس و انطاكيه را مفتوح و مسخر گردانيد و در سنهء 668 حصن عكه نيز بتحت تصرفش قرار گرفت آنگاه بندقدار هوس تسخير ملك روم كرده يكى از اركان دولت را در مصر بنيابت خويش بازداشت و با دو سه كس از خواص در لباس اختفا بروم شتافته مداخل و مخارج آنمملكت را به نظر احتياط درآورد و بدار الملك خود بازگشته ايلچى نزد اباقا خان فرستاد و پيغام داد كه ما بجهة نظاره و تماشا بولايت روم رفتيم و در دكان فلان طباخ خاتم خود را رهن مقدار طعام كرديم مطموع آنكه پادشاه بارسال آن حكم فرمايد اباقا خان از كمال تهور و جرأت ملك ظاهر تعجب نموده قاصدى جهت اعلام اينحال نزد معين الدين پروانه كه در آن ديار بحكومت اشتغال داشت فرستاد و معين الدين انگشترى بندقدار را از آن طباخ ستانده روان فرمود و بعد از آن بندقدار با لشگر بسيار بجانب بلاد روم نهضت نمود روايت تاريخ وصاف آنكه اينحركت از وى بنابر استدعاء معين الدين پروانه بوقوع پيوست لاجرم بىكلفت محاربت بر آن مملكت مستولى گشت و قول امام يافعى آنكه ميان بندقدار و لشگر تتار و روم محاربات اتفاق افتاده صورت ظفر و نصرت او را دست داد و روزى چند بدولت و اقبال گذرانيده با غنايم بسيار بمصر بازگشت و چون اباقا خان از كيفيت اين حادثه خبر يافت عنان عزيمت بصوب روم تافت و بقول امام يافعى تيغ سياست از نيام انتقام بيرون كشيده معين الدين پروانه را با دويست هزار مسلمان نمازگذار شهيد گردانيد و چون از آنولايت بدار الملك خود بازگرديد طايفهء از ابطال رجال را بديار شام ارسال داشت و آن جماعت بمحاصره قلعه بيره مشغول شده نزديك به آن رسيد كه آن حصن حصين را بغلبه و قهر مسخر گردانند و ساكنان تيره حال تيره خود را قلمى نموده آن نامه را بر بال كبوترى بستند و بوقت پرواز شاهباز زرينبال خورشيد از افق شرقى آن كبوتر را بجانب مصر پرانيدند و در نصف النهار همان روز آن بريد پرنده مكتوب را بقاهره رسانيد و چون بندقدار بر مضمون نامه حمامه وقوف يافت فرمود تا برفور جواب نوشتند كه ساكنان قلعه بيره بايد كه مطمئن خاطر و مستظهر باشند كه صبح رايت دولت ما در روز هفتم از اين تاريخ بر افق حوالى پره طالع خواهد گشت و اگر در اين وعده خلاف واقع شود ايشان در تسليم حصار مرخص اندر سياح فضاء هوا بطريقيكه آمده بود بازگشته بندقدار با دو هزار سوار بجانب پره در حركت آمد و بنفس نفيس با هفت غلام بر مراكب يام نشسته بر لشگر سبقت گرفت و چون در آن وقت از قاهره تا بيره بيست و هفت موضع يام بسته بودند در چهار شبانه روز آن مسافت دور و دراز را قطع كرده بعد از قرب وصول به مقصد دويست سوار از لشگريان حما بموكب ظفر انتما پيوستند و در وقتى كه خسرو انجم