غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
250
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
گوركان بعرض خواهد رسيد و چون جواد خوشخرام خامه از جولان در ميدان احوال چنگيز خانيان بازپرداخت بموجب وعدهء كه در ديباچه كتاب كرده شده عنان بيان بصوب احوال پادشاهانى كه معاصر چنگيز خانيان بودهاند معطوف خواهد ساخت . مثنوى شكر ايزد را كه بر وفق مرام * جزو اول زين مجلد شد تمام كرد كلكم از سر دانش سواد * قصهء شاهان چنگيزى نژاد بلكه از بحر ضمير خرده بين * گشت اين اوراق پر در ثمين تا نمايد از سر رافت نظر * جانبش آصف پناه دادگر سرور دريا دل عالى تبار * مشترى كردار خورشيد اقتدار روشن از ديدار او چشم امل * ديدهبان قصر اقبالش زحل ترك خونريز فلك روز ستيز * مىزند بر فرق خصمش تيغ تيز كلك زرين عطارد بر سپهر * مىنويسد مدحتش از روى مهر زهره در بزمش بود خنياگرى * ماه بر فرق لوايش پيكرى در كرم بىمثل آمد زان سبب * ذات او را شد كريم الدين لقب هركه را دادند از نامش نشان * جز حبيب اللّه نارد بر زبان هست بيحد چون ثناى ذات او * ختم بهتر بر دعاى ذات او تا كند كلك سخن در گفتگوى * تا بود طبع سخندان نكتهجوى باد يا رب آصف عالى مقام * مرجع اهل فضيلت بر دوام خامه دايم در ثنايش نكته زاى * نام او هرنامه را زينت فزاى تمام شد جزو اول از مجلد سوم كتاب حبيب السير