غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
215
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
كشته شدن چوپان و اولاد و اشتعال و انطفاء نيران شر و فساد مهر بغداد خاتون بنت چوپان به همان دستور در ضمير منير صاحب تاج سرير متمكن بود و بهيچوجه پادشاه روى زمين بدون مواصلت آن زهره جبين شكيبائى نمىتوانست نمود بيت هركسى در پى كارى و غم يار همان * دل همان درد همان عهد همان يار همان آخر الامر قاضى مباركشاه را طلبيده گفت كه پيش امير شيخ حسن رو و بهر حيله كه توانى او را از سر بغداد خاتون بگذران قاضى بر حسب فرمان نزد امير شيخ حسن رفته بعباراتى كه دانست شمهء از ميلان خاطر پادشاه بدان مفارقت و مرافقت عرض كرد شيخ حسن از ترس خان و خوف جان خان و مان بازپرداخته مساعدت جانان اختيار نمود و چون زمان عدت منقضى شد و غلبه شهوة مقتضى گشت سلطان او را بحباله نكاح در - آورد و بغداد خاتون پاى بر مسند عزت و فراش قربت نهاده در امور ملكى و مالى دخل كردن گرفت و بار ديگر مهمات چوپانيان صفت سامان پذيرفت بيت بلى عشقست پرافسون و نيرنك * گهى صلحست كار او گهى جنك و در شهور سنهء اثنى و ثلثين و سبعمائه جمعى از حاسدان بسمع اشرف سلطان رسانيدند كه ميان امير شيخ حسن و بغداد خاتون مراسلات پنهانى واقع است و سلطان را اين سخن باور آمده از موقف سياست حكم بقتل شيخ حسن صدور يافت و مادر شيخ حسن كه عمهء سلطان بود خون او را درخواست كرده پادشاه ببخشيد اما او را بقلعه كماخ فرستاده بغداد خاتون را از نظر اعتبار بيانداخت و بعد از چندگاه كذب مفتريان نزد پادشاه جهانيان بتحقيق پيوسته بار ديگر بغداد خاتون در مقام عنايت و التفات آمد و حكومت روم را بامير شيخ حسن تفويض فرمود . گفتار در بيان شمهء از حال صاحب سعيد خواجه غياث الدين محمد ابن رشيد و ذكر ساير وقايعى كه در زمان دولت سلطان ابو سعيد بحيز ظهور رسيد خواجه غياث الدين محمد كه ارشد اولاد خواجه رشيد الدين فضل اللّه بود مبادى عنفوان اوان جوانى را كه خلاصه اوقات زندگانى است باكتساب فضايل نفسانى و تحصيل كمالات انسانى صرف نمود و باندك زمانى حقايق اكثر علوم معقول و دقايق بيشتر فنون منقول را بر لوح خاطر نگاشت و جمال حالش بحليه اصناف فضل و هنر آراسته گشته رايت سخاوت برافراشت بطلاقت لسان و فصاحت بيان و حسن خلق و لطف طبع و سلامت نفس و استقامت ذهن مشهور گشت و هم در ايام شباب بگذاردن حج اسلام و طواف روضهء مقدسه خير الانام عليه الصلاة و السلام مشرف شده از ارتكاب منهيات درگذشت در آن اوقات كه سلطان ابو سعيد بهادر خان امير دمشق خواجه بن چوپان را بعالم بقا فرستاده عنان توجه بجانب قزوين انعطاف داد باستصواب امرا و اركان دولت مقاليد رتق و فتق و مفاتيح قبض و بسط