غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
214
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
ذكر اولاد امير چوپان چوپان نويان را نه پسر بود بزرگتر از همه امير حسن و او سه پسر داشت كه از آن جمله يكى موسوم است بتالش و تالش در ايام دولت سلطان ابو سعيد بهادر خان در اصفهان و فارس و كرمان حكومت مىنمود و در آن اوان كه امير چوپان از سلطان گريزان گشت حسن و تالش بمازندران افتادند و از آنجا بخوارزم رفتند قتلق تيمور كه از قبل پادشاه اوزبك در آن ولايت حكومت مىكرد پدر و پسر را رعايت فرموده نزد خان خود فرستاد و خان ايشان را برتبت تربيت سرافراز ساخته با سپاهى بحرب چركس روان ساخت و امير حسن از آن جنگ زخمى بازآمده درگذشت و همدران اوان تالش به مرض طبيعى عازم عالم آخرت گشت و دو پسر ديگر امير حسن كه حاجى بيك و غوچ حسين نام داشتند حاجى بيك را پسر عمش شيخ حسن كوچك زهر داد و غوچ حسين را سليمان خان بجهان جاودان فرستان و پسر دوم امير چوپان امير تيمورتاش بود و او خبر اندراس اساس حيات پدر و برادر در سيواس شنود و روزى چند در يكى از قلاع بلاد روم تحصن نمود و آخر الامر با اموال فراوان بمصر شتافته التجا بملك ناصر كرد و مرغ دل اشراف و اعيان آن مملكت را بدانه انعام و احسان صيد فرمود و ملك ناصر چند روزى نسبت بتيمورتاش در مقام عنايت و التفات سلوك نمود و چون ديد كه بيشتر اعاظم آن ولايت معتقد او شدهاند بترسيد كه مبادا خروج نمايند بهنگام فرصت سر تيمور تاش را از بدن جدا ساخته نزد سلطان ابو سعيد فرستاد و آنسر در شوال سال هفتصد و بيست و هشت در ييلاق اوجان به او رسيد و تيمورتاش را چهار پسر بود امير شيخ حسن كوچك و ملك اشرف و ملك اشر و مصر و ذكر ايشان در داستانهاى آينده از مساعدت وقت معمول است و پسر سوم امير چوپان دمشق خواجه بود كه كيفيت كشته شدن او در حيز بيان آمد و دمشق چهار دختر داشت يكى از آن جمله دلشاد خاتونست كه خواجه سلمان ساوجى از جمله مداحان اوست و پسر چهارم امير چوپان محمود بود كه در گرجستان حكومت مىنمود و محمود هم در سال قتل پدر بدست لشگريان سلطان افتاده رخت بقا بباد فنا داد و از وى چهار پسر ماند و هرچهار بدست امير شيخ حسن بزرگ و امير شيخ حسن كوچك مسموم و مقتول گشتند آن چهار پسر امير چوپان با بغداد خاتون از يك مادر بودند و پسر پنجم چوپان جلاد خان است كه كه ذكر شهادت او سابقا مسطور شد و پسر ششم امير چوپان سيورغان بود و مادر اين پسر ساقى بيك است دختر اولجايتو سلطان و سه پسر امير چوپان كه سيوگشاده و ياغىباستى و نوروز نام داشتند از يك مادر بودند و ذكر ايشان يمكن كه من بعد بتقريب در حيز بيان آيد انشاء اللّه تعالى و تقدس ذكر مشرف شدن بغداد خاتون بمناكحت سلطان ربع مسكون نظم عشقست كه شير نر زبون آيد ازو * و ز هرچه گمان برى فزون آيد ازو گه دوستيى كند كه جان آسايد * گه دشمنى كه بوى خون آيد ازو مشاطكان عرايس اخبار چهره بكر سخن را بدين گونه آراستهاند كه با وجود وقوع حالات مذكوره و حكايات مسطوره و