غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

213

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

نمودند و امير نوروز را گرفته تسليم قتلقشاه فرمودند چون نامه عمر چوپان بعنوان رسيده بود سخن آن مشفق را نشنود و بهراة رفت و ملك غياث الدين بحسب ظاهر لوازم انسانيت بجاى آورد و چوپان را در منزل جاى داد اظهار اخلاص و نيازمندى كرد و هم در آن ايام نشان سلطان بملك رسيد مضمون آنكه اگر چوپان را بياسا رساند بمواصلت حرمش گرود و به اخذ اموال اتابك فارس مفتخر و سرافراز گردد و ملك حقوق تربيت و رعايت چوپان را نابوده انگاشته جلاد را بخدمتش فرستاد چوپان آغاز قلق و اضطراب نموده درخواست كرد كه ملك باوى ملاقات كند و اين التماس مبذول نيفتاد آنگاه دل بر واقعه ناگزير نهاده سه وصيت فرمود : اول آنكه سرش را از تن جدا نسازند و اگر خواهند نشانى باردو فرستند يك انگشت او را كه دو سر داشت روانه گردانند دوم آنكه پسر او جلاء خان را كه جوانى بود در كمال قابليت و جمال و از خواهر سلطان ابو سعيد دولندى بنت اولجايتو سلطان تولد نموده بود زنده بعراق ارسال نمايند شايد كه چون سلطان را چشم بر وى افتد عرق خويشى در حركت آمده خونش ببخشد سوم آنكه كالبد او را بمدينهء رسول اللّه صلى اللّه عليه و على آله و سلم برده در عمارتى كه در آن بلده طيبه ساخته بودند مدفون سازند ملك غياث الدين زبان بقبول اين ملتمسات گشوده اشارت نمود تا جلاد چوپان را هلاك ساخت و انگشت او را بعراق روانه داشت و آن نشانه در ماه محرم سنهء ثمان و عشرين و سبعمائه باردو رسيد و حكم شد كه آن را در سر اردو بازار آويختند و در زمستان همين سال ملك غياث الدين عزم ملاقات سلطان ظفر قرين كرده در اثناء راه شنود كه بغداد خاتون در حرم پادشاه درآمده و اختيار و اعتبار بسيار دارد لاجرم دغدغه بخاطرش راه يافته كسى بخراسان بازگردانيد تا جلاء خان را بقتل رسانيد و خود بآستان سلطنت آشيان شتافته در قراباغ اران بعز ملازمت فايز شد اما بواسطهء اعتبار بغداد خاتون مهمش از پيش نرفت بلكه ملك را در اردو موقوف گردانيدند تا كسان بخراسان فرستاد كه تابوت امير چوپان و جلاو خان را باوجان آوردند آنگاه سلطان ابو سعيد مبلغ چهل هزار دينار در خرج محمل افزود و حاجيان را فرمود كه آن دو تابوت را همراه به مكه برند و از آنجا بمدينه رسانيده به خاك سپارند و آن جماعت بموجب فرموده عمل نموده در ساير مناسك حج تابوت‌ها با محمل بود و در روز عيد اضحى حاجيان بر آن جنايز نماز گذاردند و همراه خود بمدينه طيبه برده در جوار مزار فيض آثار امام عاليمقدار حسن بن امير المومنين على عليهما السلام دفن كردند زيرا كه عمارت امير چوپان در قبله مسجد رسول اللّه صلى اللّه عليه و على آله و سلم بود و كندن قبر در آن موضع مستلزم سوء ادب مينمود در مطلع سعد بن مذكور است كه امير چوپان بصفاء نيت و نقاطويت اتصاف داشت و پيوسته همت بر اداء وظايف طاعات و عبادات مىنگاشت در راه مصر و شام عمارات عاليه كه ماحى آثار قياصره و اكاسره است طرح انداخت و آب جارى به مكه معظمه آورده به آن واسطه آن بلده را مزروع و معمور ساخت .