غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
188
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
مقبرهء منوره آويخته بودند و سيصد من لاجورد در نقش سقف و جدار آن صرف نموده و غازان خان همدران اوان متصل به آن بقعه رفيعه ديگر بقاع نقاع تعمير نمود برين موجب مسجد جامع مدرسهء شافعيه مدرسهء حنفيه خانقاه دار السيادة رصدخانه دار الشفا بيت الكتب بيت القانون و آن خانه بود كه دفاتر قوانين امور ملك و مال را كه غازان خان جهة رفاهيت سپاهى و رعيت وضع كرده بود آنجا نهاده بودند بيت المتولى حوض خانه سقايه حمام السبيل بعد از آن آن پادشاه عاليشان از املاك خاصه آنچه بحسب شريعت مطهره در تحت تصرف داشت برين بقاع سپهر ارتفاع وقف فرمود چنانچه تمامت قضاة و علما به صحت آن حكم كردند و هيچ طاعن را مجال اعتراض نبود و در چند مقبره چند حافظ مقرر كرد كه هرروزه بتلاوة كلام مجيد اشتغال نمايند و از اوقاف آنجماعت را وظيفه دهند و در هرشب جمعه بنان حلوا ضيافت فرمايند و در مسجد جامع خطيب و پيش نماز و واعظ و مؤذن و مكبر و فراش و در هريك از مدرسهء شافعيه و خفيه مدرسان و معبدان و طلبه و خادمان و در خانقاه شيخ و پيش نماز و باورچى خادم و در دار السيادة نقيب و خدام و بادرچى كه جهة سادات آينده و رونده طبخ نمايند و در رصد خانه مدرسى كه درس علوم حكمى تواند گفت و معبد و طلبه و فراش و در دار الشفا طبيب و كحال و جراح و بادرچى و فراش و بيمار دارو در بيت الكتب خازن و فراش و در بيت القانون كاتب و خازن و فراش و در بيت المتولى دربان و در حوض خانه و سقايه فراش و در حمام السبيل حمامى و دلاك و سرتراش و فوطهدار و كلخن تاب تعيين كرده مجموع ارباب وظيفه و عمله را بوظايف گرامند نوازش نمود و جهته فرش و روشنائى بقاع مذكور مبلغى مقرر فرمود و شرط كرد كه در خانقاه هربامداد و شبانگاه فقرا و مساكين را آش دهند و در ماهى دو نوبت متصوفه و خوانندگان جمع آمده خوانندگى و سماع كنند و در آن روز جهة ايشان اطعمه و حلاوا پزند و فرمود كه براى مرمت آلات و ادوات رصد خانه و اشربه و اغذيه و ادويه و ساير ما يحتاج دار الشفا و اصلاح و مرمت كتبى كه در كتابخانه باشد و خرج احياء نسخهء بيت القانون و جهة بهاء ابريق و سبؤ خم و كوزه و حوض خانه و سقايه و اخراجات حمام السبيل آنچه ضرورت باشد متولى و عملهء اوقاف سال بسال و ماه به ماه بيشايبهء تنقيص سامان نمايند و چند شرط ديگر ضميمهء شروط مذكوره فرمود اول آنكه هرجماعت از سادات و علما و حكماء كه افضل و اكمل عصر باشند در بقاع مذكوره صاحب منصب و موظف گردند و همواره متوطن بوده بىضرورت شرعى غيبت ننمايند ديگر آنكه هرجماعت كه بعد از فوت واقف هركس از امراء مغول و اشراف تازيك او را زيارت كند خدام مقبرهء منوره آنكس را بكوشك عادليه كه نزديك بقعه مذكوره بود برده از حاصل موقوفات ضيافت نمايند ديگر آنكه هرساله در روزيكه واقف وفات يافته باشد آشى بزرگ ترتيب نموده علما و اعيان تبريز و مجاوران بقاع مذكوره و ارباب استحقاق را جمع گردانند تا ختم قرآن نمايند ديگر آنكه در ليالى جمعه در مسجد جامع و مدارس و خانقاه حلوا پخته بساكنان آن بقاع دهند و همچنين در عيدين و ساير ايام و ليالى متبركه حلاوا و اطعمهء لذيذه ترتيب نموده و بمجاوران و مسافران پخش كنند ديگر آنكه