غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

189

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

پنج نفر معلم و پنج نفر معيد تعيين فرمود كه در مكتب نشسته پيوسته صد نفر كودك يتيم را قرآن تعليم دهند و وجه معيشت معلم و متعلمان را از اوقاف و اصل گردانند و مقرر كرد كه هر كودكى كه قرآن تمام كند چه مبلغ بمعلم هديه دهند و چه مبلغ خرج ختان او نمايند و فرمود كه جهة مكتب خانه هرسال صد مجلد مصحف مجدد بخرند و پنج ضعيفه را جهة غم خوارى صبيان مواجب دهند ديگر آنكه هرسال دو هزار ثوب پوستين از پوست گوسفند خريده بمستحقان رسانند ديگر آنكه اطفالى را كه بعضى از ضعفا بر درهاى بقاع و سرهاى راه مىاندازند بردارند و دايه باجرت گيرند كه تعهد حال ايشان نمايد و ساير ما يحتاج طفل را تا وقت وصول بسن رشد و تميز سرانجام كنند ديگر آنكه هرغريبى كه در تبريز بميرد و از وى چيزى نماند تجهيز و تكفين نمايند ديگر آنكه در سالى ششماه كه هوا سرد باشد چند خروار گندم و ارزن بر بامهاى بقاع مذكوره ريزند تا طيور برچينند و هيچكس آن مرغان را نگيرد و هركه قصد نمايد بلعنت الهى گرفتار باشد ديگر آنكه هرسال پانصد بيوه زن عاجز را دو هزار من پنبه محلوج دهند چنانچه حصهء هريك چهار من باشد ديگر آنكه متولى امينى در تبريز نصب كند تا هرگاه غلامى يا كنيزكى ظرفى را كه جهة آب كشيدن برداشته باشد بشكند و از مالك خود بترسد آن را عوض خريده بوى دهد ديگر آنكه هرجانب تبريز تا هشت فرسخ شوارع را از سنك پاك كنند و بر انهار كوچك پل بندند تا فقيران به سهولت عبور توانند كرد و هفت وقفيه مشتمل بر شروط مذكوره قلمى فرموده آنها را بخطوط قضاة و علما مسجل ساخت و يكى را بتولى موقوفات سپرده ديگريرا به مكه معظمه زادها اللّه تعظيما ارسال داشت و وقفيه سيم را در دارالقضاة تبريز نهاده بمحافظت آن امر نموده چهارم تعلق بقاضى بغداد گرفت و سه وقفيه ديگر را نزد اشراف اطراف فرستاد تا نگاهدارند بمصلحت آنكه اگر يكى غايب يا مندرس گردد و ديگرى باشد كه مضمون معلوم توان كرد و مقرر فرمود كه هرچند گاه قضاة بغداد و تبريز در ضمن مرافعهء شريفهء شرعيه بر وقفيت آن املاك و صحت شروط آن وقف حكمى مجدد نمايند و بر حكم خود گواهان تازه گيرند و نيز فرمود كه بعد اليوم هركس بمنصب قضا منصوب شود در اول شروع به تسجيل آن وقفيه پردازد آنگاه فيصل ساير قضايا را پيش نهاد همت سازد پوشيده نماند كه عمارات آن پادشاه خجسته صفات منحصر در بقاع مذكوره نبود بلكه در اطراف ممالك محروسه مواضع ديگر نيز تعمير نموده شهر اوجان و خانقاه همدان از آن جمله است و در ايام دولت آن پادشاه عالى همت بموجب فرمان او در جميع قرى و قصبات ولايات عراقين و فارس و كرمان و آذربايجان حمامات و مساجد و خوانق ساختند و در گرد بلدهء فاخره شيراز باروئى رفيع باوج فلك منيع برافراختند اكنون وقت آنست كه قلم فرخنده شيم طناب اطناب درين باب كوتاه سازد و بناء بيان شمهء از حالات مشايخ و فضلاء زمان غازان خان طرح اندازد