غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

164

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

مرافعه ننمايند و آن ملك را بملكيت همانكس كه متصرف باشد باز گذارند و چون اين نشان بالتمغاء همايون رسيد غازان خان فرمان داد تا از آن سوادها گرفته بتمامى بلاد و امصار ارسال داشتند و بدين واسطه رواج و رونق تمام در امور ملت حضرت خير الانام عليه الصلاة و السلام پيدا شده متكفلان مناصب شرعيه نقش امانت و ديانت بر لوح دل نگاشتند . حكايت چهارم در بيان زيانى كه از ممرر بسودان واقع بود و غازان خان آن رسم را منسوخ ساخته بناسود خامه عنبرين پيرايه از جامع رشيدى اين سرمايه بچنگ آورده كه سبب شيوع قرض بسود در ايام ارتفاع اعلام سلطنت خواقين چنگيزى آن بود كه در زمان اباقا خان بعضى از مردم تجارت پيشه چند دست سلاح از جوشن و بركستوان و شمشير و تير و كمان ترتيب كرده بتوسط امراء قورچى نزد اباقا خان آوردند و بهاى آن را بر وجهى ستاندند كه مرابحهء تمام بحصول پيوست و آن حال را جمعى از مفلسان مشاهده كرده و بسود قرض نمودند و مانند آن اشيا مرتب ساخته نزد ايلخان بردند و بدان وسيله سرمايه پيدا كردند و كار به جائى رسانيدند كه اباقا خان فرمان فرمود كه هركس از مردم سوداگر سند قورچيان بديوان برد ثمن اسلحه را كه بقورخانه سپرده باشد ديوانيان بر محل انقدبراة نويسند و بسبب اين حكم آنجماعت را توفيرى تمام بحصول موصول شد لاجرم جمعى كثير از ترك و تازيك بتمشيت آن بهم پرداخته پيوسته زر بسود مىستدند و اسلحه ساخته نزد قورچيان ميبردند و ايشان مبلغها از آن طايفه رشوت گرفته بموجب مدعا سند ميدادند و چون آن سند به نظر ديوانيان ميرسيد بر كيفيت توفير آن وقوف يافته در نوشتن براة طريق اهمال مسلوك ميداشتند و سوداگران و سوداگران مبلغى ديگر حق السكوت بديشان مىدادند تا مهم كفايت ميشد و آهسته آهسته اين سودا و معامله بدانجا انجاميد كه زمرهء از سوداگران بعضى از تبكچيان را كه خط مغولى مىتوانستند نوشت خدمتى كرده التماس مىنمودند تا از زيان امراء قورچى سندها بمبلغهاى كلى در قلم مىآوردند و بتدريج در دست هريك از مزوران آن مقدار سند و برات جمع شده كه اگر اموال تمامى ممالك را بديشان مىدادند وفا نمىكرد و عشر عشير آنچه يافتجه داشتند سلاح در قورخانه موجود نبود و آن جماعت هرروزه بسر ديوان رفته وجوه نابود خود را مىطلبيدند و اصحاب ديوان از اداء عاجز بوده در فيصل آن قضيه متحير ميگرديدند آخر الامر صاحب سعيد خواجه شمس الدين محمد جوينى بر حقيقت اين معامله وقوف يافته سوداگران را طلب فرمود و فرمود كه اين مبلغ مال كه شما از ديوان ميطلبيد در عالم موجود نيست و نزد ما بتحقيق پيوسته كه شما را در جمع كردن اين اسناد غير خدمتى كه امراء قورخانه و تبكچيان كرده‌ايد چيزى صرف نشده اكنون من ميتوانم كه در عوض هرهزار دينار