غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

16

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

فوت شده برتان منصب سردارى سپاه را بپسرش ايردمجى تفويض نمود بعد از آن ايردمجى را برلاس گفتند و نسب تمامى برلاس بوى اتصال مىيابد برتان بهادر را فرزندان بسيار بودند از آن جمله يسوكا بهادر بمزيد مردانگى و تهور امتياز داشت لاجرم بعد از فوت پدر علم كامرانى برافراشت يسوكا بهادر چون تاج خانى بر سر نهاده سرير جهانبانى را مشرف ساخت ايردمجى برلاس فوت شد از او بيست و نه پسر بيادگار ماندند و يسوكا بهادر منصب ابردمجى را بسوغه چيچن كه اسن‌واعقل و اولادش بود عنايت فرمود آنگاه سپاه ببلاد تاتار كشيده اموال و جهات آن طايفه را عرضه نهب و تاراج گردانيد و بديلون يولدوق شتافته در آن يورد فرخنده خاتون بزاد * بچنگيز خان شاه والانژاد و سوغوچيچن بايسوكا بهادر گفت كه اين آن كوكبى است كه قاجولى بهادر در خواب ديده بود كه عالم را منور خواهد گردانيد و او را تموچين نام نهاد و يسوكا بهادر را از مادر تموچين سه پسر ديگر بود جوجى قسار و قاجيون و اوتجى و از خاتون ديگر يك پسر داشت بلكوتى نام و از جملهء اين چهار پسر جوجى قسار بغايت شجاعت و عظم خلقت موصوف بود ميان تنگ چون شير و باز و سطبر * بچنگال او پشه بودى هزبر وجوجى قسار چون بر يك پهلو مىخفتيد كمانى بىازآنكه مماس بدن او شود از زير پهلويش بيرون ميرفت و يسوكا بهادر در تنگوزئيل سنه 562 درگذشت و هم در آن ايام سوغوچيچن كه مدبر امور مملكتش بود عازم سفر آخرت گشت بنابر آن قوم نيروان از اولاد يسوكا روى گردان شده بقوم تالجوت پيوستند نظم سپاه بسوكى همه خيل خيل * باقوام تالجوت كردند ميل بيان مجملى از حال چنگيز خان پدر چنگيز خان يسوكا بهادر بن پرتان بهادر بود و مادرش اولون‌انكه و تولد او در منزل ويلون يولدوق بتاريخ عشرين ذيقعده سنه 549 موافق تنگوزئيل روى نمود و بروايتى كه اشرف الفضلاء مولانا شرف الدين على اليزدى مرقوم كلك لطايف نگار بدايع آثار گردانيده اند چنگيز خان بطالع ميزان متولد گشت و سبعهء سياره در آن برج بودند و راس در سيم و ذنب در نهم اما ساير مورخان چنان آورده‌اند كه اجتماع سبعهء سياره در ميزان سنه 581 اتفاق افتاده در آن سال چنگيز خان را سردارى ايل والوس قوم نيرون دست داده و باتفاق ارباب اخبار چنگيز خان در وقت ولادت مقدارى خون فسرده در مشت داشت و اينمعنى نزد عقلا دليل بود بر دليرى آن مولود بر سفك دماء و بنابران در آن سال كه چنگيز خان در وجود آمد زمام حكومت حاكم قوم تاتار كه تموچين نام داشت بانتها رسيده بود يسوكا بهادر پسر خود را موسوم بتموچين گردانيد و چون تموچين سيزده ساله شد در تنگوزئيل پانصد و شصت و دو يسوكا بهادر وفات يافت و چنانچه سابقا مسطور گشت قوم و قبيله او بمردم تالجوت پيوستند و تموچين در آن اوقات شبى بخواب ديد كه دستهاى او دراز شده و بهر دستى شمشيرى دارد كه سر يكى از آن دو شمشير بمشرق