غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

17

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

متصل است و سر ديگرى به مغرب و صباح كيفيت واقعه را بمادر گفت آنعورت خواب پسر را چنين تعبير كرد كه تو بر شرق و غرب عالم مستولى خواهى شد و اثر تيغ خونريزت ببلاد مشرق و مغرب خواهد رسيد و چنانچه در تواريخ معتبره مسطور است تموچين بعد از فوت پدر بسبب قصد دشمنان بداختر چند كرت در مهلكها افتاد اما چون مقدر چنان بود كه بدولتى عظيم رسد از آن بلايا او را نجات دست داد در وقتى كه سال عمرش از سى تجاوز نمود سردار ايل والوس خود شد و بنابر مخالفت بعضى از حكام تركستان در سن چهل سالگى باتفاق قرا - جارنويان بن سوغو چيچن پناه باونك خان بردواونك خان حاكم قوم قرايت بود و در آنزمان از ساير خانان بمزيد شوكت و عظمت امتياز داشت و تموچين مدت هشت سال در مرافقت و موافقت اونك خان بسر برده بعد از آن بين الجانبين مهاجرت و مخالفت روى نمود و تموچين بر وى ظفر يافته در تنكوزئيل پانصد و نود نه كه سال عمرش بچهل و نه رسيده بود در منزل ثمان كهره بر تخت خانى و مسند جهانبانى برآمد آنگاه متوجه انهدام بناى عمر و دولت ساير حكام و خوانين مغولستان و تركستان گشته باندك زمانى بر همه غلبه كرد و در سنه اثنى و ستمائه يكى از متعبدان مغول كه او را يت سكرى ميگفتند اسم تموچين را بچنگيز خان مبدل گردانيد و چنگيز خان بعد از تسخير تمامى بلاد شرق و شمال بنابر اسبابىكه در ضمن قضاياء سلطان محمد خوارزم شاه گذشت در شهور سنه 615 متوجه ماوراء النهر گشت و بعد از قتل و غارت اهالى تركستان در اوايل سنه 617 ببخارا رسيد و هم در آنسال در تمامى آن بلاد لوازم كشش و خونريزش بجاى آورده جبه نويان و سويداى بهادر را با سى هزار سوار از عقب سلطان محمد خوارزمشاه ارسال داشت و ايشان بهر ديار كه رسيدند از آن ديار آثار نگذاشتند و چون چنگيز خان از مهم ماوراء النهر فراغت يافت از آب آمويه عبور نموده عنان بتخريب بلخ تافت و نولى خان را با جمعى كثير از سپاه شرير بتسخير ولايات خراسان نامزد فرمود و تولى اكثر آن ممالك را ويران ساخته در هيچ مكان متنفسى باقى نگذاشت و چنگيز خان از بلخ بطالقان رفته و بسنت سنيه خود قيام نمود بعد از آن متوجه دفع سلطان جلال الدين مينكبرنى گشت و بعد از آنكه مهم سلطان جلال الدين بر وجهيكه در آخر مجلد ثانى سبق ذكر يافت از هم گذشت آن خان بهرام قهر بار ديگر بماوراء النهر رفت و از آنجا بجانب يورت اصلى خود درآمده در ذو الحجه سنه 621 به مقصد رسيد و در اواخر ايام حيات ميان او و سيدرقو كه حاكم تنكت و قاشين بود محاربهء عظيم روى نمود و در آن جنك نيز چنگيز خان را ظفر و نصرت دست داد اما مقارن آنحال مريض گشته پهلو بر بستر ناتوانى نهاد و در چهارم رمضان سنه 624 كه موافق تنكوزئيل بود وفاتش اتفاق افتاد و اوقات حيات چنگيز خان نزديك بهفتاد و پنج سال امتداد داشت و او مدت بيست و پنجسال علم سلطنت برافراشت و چنگيز خان را خواتين و قمايان فراوان بود درآمد بفرخنده اردو درون * خواتين دهرش ز پانصد فزون و سرآمد آن زنان پنج نفر بودند برته قوچين دختر ذى نويان كه حاكم قوم قنقرات بود كنجور بنت التان خان كورى سورن دختر تايانك خان بيسولون