غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
147
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
تاب مقاومت آنجماعت ندارند و بامداد خدام موكب غازانى اميدوارند چون غازان خان ميدانست كه دفع آن فتنه جز ببازوى اقتدار امير نوروز تيسير نخواهد پذيرفت او را با سپاه بلا انتها بجانب خراسان روان فرمود و در آن زمان لشگر ماوراء النهر تا حدود مازندران رانده بودند و قتل و غارت مينمودند اما چون از وصول نوروز بيك خبر يافتند عنان بصوب فرار تافتند و امير نوروز با جنود دشمنسوز شب و روز از عقب آن جماعت طى مسافت كرد ، در حدود هراة بديشان رسيد و بضرب تيغ و سنان خلقى را بر خاك هلاك افكنده بقية السيف را بگريزانيد و متعاقب درحركت آمده بتكامشى قيام نموده تا وقتى كه مخالفان از آب آمويه بگذشتند بازنگشت آنگاه مظفر و منصور بآستان غازان خان شتافته بيشتر از پيشتر سيور غامشى يافت و مقارن آنحال صدر جهان به تصرف در اموال ديوان متهم گشته امير نوروز رقم عزل بر ورق حالش كشيد و منصب وزارت را بخواجه جمال الدين دستجردانى مفوض گردانيد در خلال اين احوال طايفهء از شاهزادگان و نوئينان مانند سوكاو برلاس و ايسنتمور بن قنقورباى و ارسلان كه ارتفاع اعلام اسلام مخالف مزاج ايشان بود با يكديگر اتفاق كرده قواعد پيمان را بغلاظ ايمان مؤكد گردانيدند كه غازان خان و امير نوروز را بهر نوع كه توانند شربت شهادت چشانند و مساجد و معاهدات خير انام عليه الصلاة و السلام را كنايس و بيت الاصنام گردانند و قبل از آنكه اين انديشه از حيز قوة بفعل رسد امير نوروز نوبت ديگر جهت بعضى از مصالح ملكى روى توجه بخراسان نهاد و غازان فرمان داد كه سوكاو برلا در آنسفر مرافقت نوروز بيك نمايند لاجرم بدانديشان با هم قرار دادند كه سوكاوبرلا در حدود خراسان بوقت معين خاطر از نوروز فارغ گردانند و ايسنتمور و ارسلان غازان خان را در آذربايجان بقتل رسانند و بعد از وصول امير نوروز بخراسان سوكاو برلا معتمدى پيش شاهزاده تايجو فرستاده او را از انديشه خويش وقوف دانند تا با ايشان موافقت نمايد و تايجو بحسب ظاهر سر رضا جنبانيده خفيه قاصدى نزد نوروز بيك ارسال داشت و از باب مواضعهء مذكوره آنچه معلوم نموده بود پيغام فرمود لاجرم امير نوروز در شب موعود از اردوى خود بيرون رفته در كمينگاه بايستاد و سوكاوبرلا با موافقان نيمشب مسلح و مكمل گشته بمخيم او شتافتند و چون تمامى خيام را بسان سراچه دل خود از نور ايمان خالى يافتند و هم نموده عزم گريز كردند در آنحين امير جلادت آئين كمين گشاده راه نجات بر آنقوم بىدين بربست و جمعى را به تيغ بيدريغ گذرانيده زمرهء را اسير ساخت و سوكا مجال فرار يافته برلا در سلك اسيران منتظم گشت و روز ديگر تند باد قهرآميز نوروز بساط حياتش درنوشت و ايلچى بدرگاه عالم پناه ارسال داشته كيفيت مواضعهء دشمنان را مشروح پيغام داد و در آن اوان ايسنتمور و ارسلان با سپاه فراوان متوجه محاربه غازان شده بودند و پادشاه نيز با لشگر پرستيز بجانب ايشان نهضت نموده در نواحى پل تغان بين الجانبين مهم باستعمال تيغ و سنان سرايت كرده ايستمور با چند كس از شجعان پرتهور كشته گشته بقيهء معاندان را گريز پيش گرفتند و آخر الامر اكثر ايشان بدست افتاده رخت زندگانى بباد