غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
146
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
همايون نفاذ يافت كه تمامى مغولان مسلمان شده باظهار شعار شرع شريف پردازند و بنياد كفر و خذلان را مانند ظلم و طغيان از جهان براندازند و هركس از انقياد اركان دين قويم گردن پيچد سرش بردارند و اهل كتاب را اگر جزيه دهند بخلاف حكم مقنن قوانين شريعت نيازارند و همدران ايام پادشاه اسلام بقرا باغ اران رفته قريلتاى فرمود و چون جميع شاهزادگان و خواتين و نوئينان بر سلطنتش مچلكا دادند نوبت ديگر بر سرير خانى نشسته چنانچه معهود مغولان است طوى نمود و غازان خان هم در مبداء جلوس ميمنت انجام بجهة تيمن و تفأل و التمغاءها را كه مربع بود به شكل مستدير كه افضل اشكال است تغيير فرمود و در ميان آن سكه لا إله الا اللّه محمد رسول اللّه نقش نمود و اشارت كرد كه بر سر مكاتيب و مناشير بسم اللّه الرحمن الرحيم قلمى گردانند و فرامين او را رايت و سيور غالات اهل اسلام را بامضا معرون دانند منصب امير الامرائى و يا سامشى سپاه را بجناب نوروز بيك تفويض نمود و صدر جهان خواجه صدر الدين احمد زنجانى را بتعهد امر وزارت تعيين فرمود و هم در اوايل ايام سلطنت غازانى قنجقبال و ايلدرو طغاجار و بعضى ديگر از امراء منافق شيوه غدار بياساء ايلخانى اختصاص يافتند و جمعى ديگر كه زنده ماندند سالك طريق مكر و تزوير گشته ايشان نيز بيمن جلادت امير نوروز عنان بعالم آخرت تافتند و در سنهء ست و تسعين و ستمائه امير نوروز بدوستى سلطان مصر متهم شده در خراسان به حكم غازان خان شربت شهادت چشيد و در سنهء تسع و تسعين و ستمائه صدر جهان نيز از همان شربت جام لبالب دركشيد و در همين سال ميان غازان خان و سلطان مصر در نواحى حمص مقاتله دست داده غازان خان را صورت نصرت روى نمود و حكومت هربلدهء از بلاد شام را در عهده يكى از امرا كرده مراجعت فرمود اما امرا بواسطهء خونريزى و فتنه انگيزى متوطنان قلاع شام از محافظت آن بلاد عاجز گشتند و متعاقب غازان خان بصوب آذربايجان در حركت آمده بساط مملكتدارى درنوشتند و در شهور سنه اثنى و سبعمائه كرت ديگر غازان خان بشام شتافته روزى چند در نواحى حلب بعيش و طرب بگذرانيد آنگاه استخلاص آنولايات را بعهدهء جلادت و كاردانى امير قتلقشاه و چوپان بيك گذاشته بازگرديد مقارن آنحال پادشاه مصر ملك ناصر بر سر آن دونوئين جلادت آئين تاخت و بسيارى از سپاهيان غازانى را كشته رايت ظفر و نصرت برافراخت وفات غازان خان در روز يكشنبه يازدهم شوال سنهء ثلث و سبعمائه اتفاق افتاد و او مدت هشت سال و نه ماه تاج اقبال بر سر نهاد زمان حياتش سى و سه سال بود و بعد از وى برادرش سلطان محمد بامر سلطنت قيام نمود . گفتار در بيان بعضى از وقايع ايام دولت غازان خان تا زمان شهيد شدن امير نوروز غازى در خراسان در سال اول از جلوس غازان خان از جانب خراسان خبر آمد كه او جاى ولد براق خان و دواوساريان بافوجى از سپاه توران از آب آمويه عبور نمودهاند و امرا و لشگريان آنحدود